هفتصد نفر در جنگ شركت كردند . على از گريختن جرير به خشم آمد و خواست خانهء او را به آتش كشد ، امّا نوهاش به او گفت كه بعضى از اموال خانه متعلق به ديگران است . سپس على از آن مكان بيرون آمد و به منزل ثوير بن عامر - يكى از مردان شريفى كه به جرير پيوسته بود - رفت تا آنجا را به آتش كشد و ويران سازد . « 1 »
در هنگامى كه يكپارچگى مسلمانان امرى ضرورى بود ، جنگى تلخ درگرفت . زبرقان بن عبد الله ، يكى از شاعران سكون كنده ، نگرانى خود را از آنچه از جرير و مالك ( اشتر ) شنيده بود ، ابراز داشت . او گفت كه عمرو عاص به اين دشمنى دامن زده و آنان به سان مردان كارآزموده عمل نكردهاند . احتمالا به درستى داورى كرد كه جرير به امامش وفادار بوده است ، امّا اين مطلب پيش از آنكه پاى به فرار نهد گفته مىشد . « 2 »
معاويه ، كه گروه زيادى در شام با او بيعت كرده بودند ، اميد داشت با نوشتن نامه به برخى از بزرگان دين در حرمين شريفين ، آنان را جذب خود كند . گفتهاند كه عمرو او را از اين كار بازداشت ، امّا او بر آن پاى فشرد . سرزنش على عليه السّلام ، داير بر اين كه در شام حتى يك قريشى كه براى شورا و خلافت شايستگى داشته باشد وجود ندارد ، بايد كه او را رنجانده و وادار به آزمودن بخت خويش كرده باشد . معاويه نامهاى به عموم مردم مدينه و مكه و نامهاى جداگانه به بزرگترين شخصيتهاى بىطرف اين شهرها از قبيل عبد اللّه بن عمر ، سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه نوشت . « 3 » اگر اين اخبار درست باشند ، اين نامهها حاوى تهديدهاى خشن ، اتهام زدن به مردم در اينكه نتوانستند از خليفهء مقتول پشتيبانى كنند و وعدههاى دروغينى است كه بيشتر به سبك معمول معاويه در نامههاى سياسىاش نوشته شده است . او بويژه مايل بود كه عبد اللّه ، فرزند عمر را جذب خويش كند ، چه آشكار بود كه حمايت عبد اللّه جبههء او را بسيار تقويت خواهد كرد . در نامهاش به ابن عمر گفت : هيچ كس از ميان قريش پس از قتل عثمان در نظرم شايستهتر از تو براى مقام خلافت نيست . ليكن به ياد طعنههاى تو نسبت به عثمان و يارانش افتادم و نظرم نسبت به تو دگرگون شد . « 4 » ولى اختلاف تو با على ناديده انگاشتن آن طعنهها را برايم
هامش
( 1 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 60 - 61 . بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 277 .
( 2 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 62 .
( 3 ) همان ، ص 62 - 4 ، 71 - 77 ، ابن قتيبه ، امامة ، ج 1 ، ص 161 - 262 .
( 4 ) ابن عمر در واقع از جمله مدافعان خانهء عثمان بود .