همراه با نامهاى از خود ، براى على بفرستد . « 1 »
معاويه چون لازم ديد كه ابتكار عملش را پنهان دارد ، شخصا با جرير ديدار كرد . اگر پيشنهادش به على عليه السّلام فاش مىشد ، نيرنگش در مطالبهء خون خليفهء ستمديده براى همگان آشكار مىگشت و عمليات دقيقا برنامهريزىشدهء بسيج سپاهيان متوقف مىماند . گزارشهاى عمدهء تاريخى از رويكرد معاويه به سياست پنهان ، هيچ خبرى نمىدهند . با اين حال ، اين موضوع را شعرى از وليد بن عقبه تأييد مىكند . او ظاهرا آن قدر به مقامات بالا نزديك بود كه از آنچه در خفا مىگذشت باخبر شود . « 2 » وليد سخت هراسان شد . چيزى نمانده بود كه حس انتقامجويى او - كه پيشتر بر اثر معامله با عمرو عاص ضعيف شده بود - دوباره قربانى برخى منافع عاليتر دولتى شود . او خود به برقرارى صلحى قابل قبول كه در نتيجهء آن على ناگزير مىشد استقلال كامل امويان شام را بپذيرد اشاره كرده بود . امّا اكنون معاويه پيشنهاد مىكرد كه فرمانروايى على عليه السّلام را با شروطى مىپذيرد . بازهم وليد كژدمان خزندهء على عليه السّلام را مىديد ! امّا اين بار آنها را به مارهاى افعى تشبيه مىكرد ! وى چنين مىسرايد :
معاويه ، به يقين شام از تو است ، پس به شام خويش چنگ زن .
مگذار كه مارهاى افعى به سويت پيش خزند .
شام را با نيزهها و سپاهيان حفظ كن ، سستى به خود راه مده ، رخوت را از بازوانت دور ساز .
على در انتظار پاسخ است . پس جنگى را با او برافروز كه موهاى سر را سپيد گرداند .
و گرنه ، صلح پيشه كن ، چه در صلح آرامش است ، براى آن كس كه جنگ را خوش نمىدارد ؛ پس راه خويش را برگزين اى معاويه ! به يقين ، نامهاى را كه تو ، اى ابن حرب ، از سر از و طمع نوشتهاى ، مصيبتهايى را بر سرت فرو خواهد آورد .
در آن از على چيزى خواستهاى كه بدان دست نخواهى يافت ، و اگر دست يا بى ، چند شبى بيش نخواهد پاييد .
هامش
( 1 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 52 ؛ ابن قتيبه الامامة و السياسة ، به اهتمام محمد محمود رافعى ( قاهره ، 1322 / 1904 ) ، ج 1 ، ص 157 .
( 2 ) معمولا گفته مىشود كه وليد بن عقبه پيش از جنگ صفين در رقه ماند . با اين حال ، چنين مىنمايد كه او دست كم بيشتر وقت خود را در دربار در شهر دمشق گذراند .