وليد به رغم بىتفاوتى ظاهرى معاويه نسبت به هشدارهايش ، اكنون يقين يافت كه خصومتش اثرى مطلوب داشته است . در شعر ديگرى كه حدود همان دوران سروده چنين زبان به اتهام مىگشايد :
پس به عمرو و ذميم « 1 » بگو كه شما هر دو با كشتن ابن عفان بدون آنكه خونى ريخته باشد و با متهم ساختن ابو عمرو ( عثمان ) به هر جنايت بزرگى و بر هيچ بنيادى ، بلكه فقط با شايعه ، به خطا رفتيد ؛ اما اكنون شماييد - و خداوند البته به هدف خويش دست خواهد يافت - بىآنكه از نكوهش خود ذرهاى سود برده باشيد .
چه اگر شما به واسطهء ابن اروى « 2 » با خود لجاج ورزيده و نامهربانى كردهايد ، البته ما به شما - در حالى كه گروهى هستيد مصيبتديده با آتش كين و خونخواهى - شب و روز با نگاهى برخاسته از درون قلبها مىنگريم .
تا بدانجا كه مىبينيم چه چيز چشمها را روشن مىكند و چه چيز عطش را فرو خواهد نشاند .
مىگويند على عليه السّلام « 3 » به نهانگاه خانهاش پناه برده ، اما آنچه كرد مهربانى نبود ؛ چه جايگاهش نهانگاهى نبوده ، از آنچه گذشته نيز بىخبر نبوده است .
اگر گفته بود : « از او دست برداريد » ، آنان شمشير در نيام برده و با اندوهى فراوان در سينه بازگشته بودند .
اما چشمانش را بر هم نهاد ، راهش راه آنان بود و شرارت بدترين راه است .
پس همگان دين گناهى بر ما دارند ، كه از ياد نمىبريم و گناه على نسبت به او اندك نيست . « 4 »
هامش
( 1 ) به جاى قولا ، فقولا آمده است . احتمالا ابتداى مطلب افتاده است .
( 2 ) « اروى » مادر عثمان ( و وليد ) است .
( 3 ) در اينجا نيز و در بيت آخر « دليم » به جاى على نشسته كه مورد نظر بوده است .
( 4 ) ابن بكر ، تمهيد ، ص 206 - 207 . تعبير كوتاهترى از اين شعر را جاحظ نقل كرده و آن را به يحيى بن حكم ، برادر جوانتر مروان نسبت داده است ( همان ، ص 179 ؛ به جاى ابو مروان ، اخو مروان آمده ) . در اين نسخه بدرستى على عليه السّلام به جاى « دليم » حفظ شده ، و طلحه و زبير يقينا به اشتباه جاى « عمرو » و « ذميم » را گرفتهاند كه قافيه را بر هم مىزند . نسبت دادن آن به يحيى بن حكم ، بىشك خطاست . يحيى در اين هنگام بسيار جوان بود و شعر معروفش مربوط به دورهاى واپسين است . وى احتمالا برادرش مروان را تا بصره همراهى كرد و در جنگ جمل شركت داشت ( طبرى ، ج 1 ، ص 3219 ؛ و روايت سيف ، كه عبد الرحمن بن حكم را هم در آن حاضر مىداند ) . بنابراين غير ممكن است كه طلحه و زبير را متهم كرده باشد . از آنجا كه پيوند نزديكى با برادرش داشت ، نيز بعيد است كه عمرو عاص و محمد بن ابى بكر را كه مروان با او جدال