تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
گرويدنش به اسلام مشخصا ناشى از فرصت‌طلبى او بود براى هيچ يك از آن سه تن اهميتى قائل نبود و كمترين چيزى كه اكنون مىتوانست دربارهء آنها گفته شود اين بود كه آنان سبكسرانى بودند كه نتوانستند شواهد كافى دال بر بىگناهى خويش ارائه دهند ، چنان كه او با بصيرت سياسى خود انجام داده بود . عمرو فهميد كه زبير نزد امويان از آن دو فرد ديگر پذيرفته‌تر است ، امّا آيا عمر زبير را به مصر نفرستاده بود كه خود او ( عمرو ) را از افتخار تنها فاتح بودن محروم كند و بر معاملات تجارىاش نظارت داشته باشد ؟ خير ، او ( عمرو ) ترجيح مىداد زبير را جانشين خلافت نبيند و او را در زمرهء قاتلان عثمان برشمرد . چرا نبايستى معاويه و عمرو عاص غنايم به دست آمده از فتوحات مسلمانان را بين خود تقسيم كنند ، به جاى آن‌كه بخش عمدهء آن را به يك شخصيت مذهبى در مدينه تسليم دارند ، عمرو يقين داشت كه اين مجادله نيكوست و مقبول معاويه قرار خواهد گرفت ، گرچه ممكن است هنوز مهياى آن نباشد . بىترديد معاويه بدقت به اين سخنان گوش مىداد ، امّا هيچ يك از دو پيشنهاد را پى نگرفت . در ضمن ، در اين هنگام هيچ يك از هواداران جديد [ به اصطلاح ] « عثمان ما » را هم به بارگاه خويش فرا نخواند . هشدار آخر خليفهء جان‌باخته كه رداى عمرو از زمانى كه معزولش ساخته مملو از حشرات شده ، ظاهرا هنوز در گوش همگان طنين‌انداز بود . چون ماجراى كشمكش ميان صحابهء بزرگ در حجاز برملا شد ، وليد بن عقبه فرصت يافت تا دامنهء كينه‌جويىاش را گسترده‌تر كند . على عليه السّلام اكنون در معرض انتقاد قرار گرفت و ملك الشعراى امويان شادمان از اين كه به سرايندگان مكه مىپيوست او را به منزلهء مجرم اصلى محكوم مىكرد . وليد در واقع بيش از عمرو نسبت به على خصومت داشت و همو را مسئول تازيانه خوردن خويش به سبب نوشيدن شراب مىدانست . امّا هنوز آماده نبود كه عمرو را رها كند . در يكى از اشعار خود مخاطبانش را به جدايى ميان انصار و قريش جلب مىكند كه گروهى ، از جمله برجسته‌ترين آنها ذميم و يارش ، موجب آن شدند . ذميم محمد بن ابى بكر و يارش ، عمرو بن عاص بود . چنان كه خواهيم ديد وليد آن دو را دو همكار بسيار نزديك مىناميد و اظهار مىداشت كه فرزند ابو بكر از طرف عمرو عمل مىكرده و به ناامنى در مصر دامن زده است . از آنجا كه عايشه در نزاع عمرو با عثمان از عمرو پشتيبانى مىكرد ، اين اظهار نظر نمىتواند كاملا بىاساس باشد . وليد