قاطعانه برخورد نشود وضع بدتر خواهند شد . بدينسان در برابر عموم مىگويد كه اين مردم بر ضد ما مرتكب جنايتهايى شدهاند كه شعلهاش جز با كشتن يكايك آنان يا تبعيد آنان « 1 » به بيابانهاى بىآب و علف فرو نخواهد نشست . عمرو به معاويه مىگويد كه بايد جرم آنان را در اين دو امر ( كشتن عثمان و گرفتن مصر ) آشكار سازد .
معاويه ، چشمانت را باز كن ، بر ركاب امور پاى گذار و به عدالت رفتار كن ، راه سومى وجود ندارد .
آيا در اين لحظههاى بحرانى امر خطيرى را به عهده خواهى گرفت و فرصت را غنيمت خواهى شمرد ؟ « 2 » امر خطيرى كه عمرو از معاويه مىخواست آن را به عهده گيرد ، فتح مصر بود كه بىترديد ترديد عمرو انتظار داشت نقش بايسته خود را در آن ايفا كند .
عمرو در قطعه شعر ديگرى كه مردم ، بويژه اهل شام مورد نظر است ، بازهم از حوادثى ناگوار شكوه مىكند كه به او رسيده و او كه قبلا اين حوادث را پيشبينى كرده كاملا به آنها تن داده است . بنابراين حوادث ، طلحه و زبير تيرى رها خواهند كرد كه به وسيلهء آن حامى مردم ( عثمان ) را خواهند كشت و على عليه السّلام امور آنان را به دست خواهد گرفت . آيا على قاتل را خواهد كشت و يا مانع او خواهد شد ؟ چگونه مىتوان اميد داشت كه اين قربانى جانباخته را يارى دهد در حالى كه پيشتر « عثمان ما » را رها كرده است ؟ در اين هنگام عمرو پيشبينى مىكند كه على عليه السّلام آثار جنايت قاتلان را محو خواهد كرد و با پاى برهنه يا كفش بر جاى آنان قدم خواهد گذارد و هر چه بخواهد انجام خواهد داد . « 3 »
ظاهرا اين اشعار مربوط به دوران اوليه است ، پيش از قيام طلحه و زبير در ركاب عايشه . بدين سان عمرو ناگزير نبود كه بين آنان و على يكى را برگزيند و مىتوانست سه صحابى برجسته را در حكم كسانى تصوير كند كه در كشتن به اصطلاح « عثمان ما » تبانى كردهاند و اكنون على عليه السّلام بر جنايت مشترك آنان سرپوش مىنهد . عمرو عاص كه
هامش
( 1 ) به احتمال زياد عمرو اين شق نرمتر ديگر را بدان افزوده به اميد اين كه معاويه در صدد كشتن محمد بن ابى حذيفه ، پسر عمهء همسرش فاخته ، برنيايد ( ابن اثير ، كامل ، ج 3 ، ص 221 ) .
( 2 ) - ابن عساكر ، عثمان ، ص 308 .
( 3 ) ابن بكر ، تمهيد ، ص 180 .