بدان كه بهترين مردم پس از آن سه ، همو بود كه تجيبى مصرى هلاكش ساخت .
اگر گمانم بر فرزند مادرم ، عماره ، راست باشد ، او كينهجويى نمىكند ، و در پى خونخواهى و قصاص نيست .
او خواهد ماند ، آنگاه كه وظيفه خونخواهى عثمان بر دوش اوست ، خيمهگاهش ميان خورنق و قصر است . « 1 »
در اينجا هم عمرو عاص مسئول قتل عثمان شناخته مىشود . طرفداران مصرى عمرو ، بويژه كنانة بن بشر تجيبى ، او را كشتهاند . ادعاى وليد مبنى بر اينكه عثمان افضل مردمان پس از محمد صلّى اللّه عليه و آله ، ابو بكر و عمر بود ، موجب دادن پاسخى از ناحيهاى ديگر شد .
طبرى آن را به فضل بن عباس ، نوادهء ابو لهب ، عموى پيامبر نسبت مىدهد ؛ امّا به احتمال بيشتر آن را پدر فضل عباس بن عتبة بن ابى لهب گفته است . چنان كه گذشت ، عباس بن عتبه با آمنه ، دختر عباس بن عبد المطلب ازدواج كرد و ظاهرا در اين زمان سخن سراى بنى هاشم بوده است ، درست همانطور كه وليد بن عتبه سخنسراى بنى اميه بود . او به وليد چنين پاسخ داد :
آيا در طلب انتقامى هستى كه نه شايستهء آنى و نه به تو مربوط مىشود ؟
ابن ذكوان صفورى را با عمرو چه مناسبت . « 2 »
بچه خر ماده به هنگام تفاخر خود را به مادرش منتسب مىكند و پدرش را از ياد مىبرد .
بدان كه بهترين مردمان پس از محمد صلّى اللّه عليه و آله در نزد اهل ذكر ، وصى نبى مصطفى است .
نخستين كسى كه نماز گزارد ، برادر پيامبر ؛ و نخستين كسى كه گمراهان را در بدر از پاى در آورد .
اگر انصار ستم بر پسر عمويتان را ديده بودند ، هرآينه او را يارى مىرساندند .
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3064 ؛ ابن بكر ، تمهيد ، ص 209 . بيت اول از نسخهء طبرى افتاده است ، و پاسخ منسوب به فضل در آنجا بىوجه مىنمايد . در بيت اول چنان كه ابن بكر نقل كرده « ناصره » را بايد « ناصرى » خواند .
بيت ديگرى از اين شعر را ابن منظور نقل كرده است . مختصر ، ج 26 ، ص 247 .
( 2 ) ذكوان صفورى . برخى نسبشناسان گفتهاند كه ذكوان ، پدربزرگ وليد از موالى اميه بود كه او را به فرزندى خود گرفت ( ابن اثير ، كامل ، ج 2 ، ص 152 ) . به گفتهء كلبى ، ذكوان فرزند كنيزى يهودى از لخم در صفوريه بود ( نزديك طبريه در اردن ) ، كه اميه با او روابط نامشروع برقرار كرد . اميه ادعا كرد كه فرزند اوست و وى را از مادرش گرفت ( نعمان ، شرح الاخبار ، ج 2 ، ص 119 ) . بدينسان وليد بن عقبه در نطقى مفاخرهاى منسوب به حسن بن على عليه السّلام در كتاب المفاخرات زبير بن به كار ، كافرى از اهالى صفوريه خوانده مىشود ( نقل از ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 6 ، ص 293 ) . در اين شعر [ متن عربى ] به اقتضاى وزن شعرى « صفورى » جايگزين « صفّورى » مىشود ( همان ، ج 2 ، ص 116 ) .