تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
« بندهء قوم » عمرو عاص بود و كسانى كه مىبايست همراه او كشته مىشدند شورشيان مصر بودند كه وليد آنان را دست‌نشاندگان والى پيشين مىدانست . بنده خواندن عمرو كه سرورش را مىكشد پاسخى است مناسب به رقابتى فخرفروشانه بين عمرو و عثمان در بارهء شرافت خانوادگى آنان . نابغه ، مادر عمرو عاص بواقع كنيز و بدكاره بوده است . گفته‌اند كه پدر حقيقى عمرو ابو سفيان اموى بود كه نسبش را به عاص بن وائل سهمى انكار مىكرد . آمده است كه نابغه از عاص بن وائل پشتيبانى مىكرد زيرا وى باسخاوت بود و به او نفقه زياد مىداد ، امّا ابو سفيان خسيس بود . با اين حال ، عمرو عاص ، از ميان همه ، به ابو سفيان شباهت بيشترى داشت . « 1 » بدين سان ، هدف از توسل جستن به معاويه به عنوان فرزند هند ، مادر اموى و مغرور معاويه ، به جان هم انداختن او و برادر ناتنى حرام‌زاده‌اش ، و برده محض بنى اميّه ، بود . وليد در صدد رفع خرده‌حسابهاى شخصى خود با عمرو بود كه جرئت كرد براى نشان دادن خشم خود در عزلش توسط عثمان ، خواهرش را طلاق دهد . مجازات هشدار دهندهء عمرو ، كه به سوى املاكش در فلسطين بازگشته بود ، نيز مناسب‌ترين شيوه براى معاويه بود كه حق و ارادهء خود را در قصاص از خليفهء مقتول نشان دهد . در حدود همين زمان ، وليد شعرى را خطاب به برادرش عماره كه در كوفه زندگى مىكرد ، سرود . وليد ظاهرا رنجيده بود ، زيرا برادرش در شهرى باقى ماند كه او خود در شرايطى خفت‌بار از آن بيرون رانده شده بود ، حتى پس از آن‌كه كوفيان بر ضد عثمان شوريدند . او مىخواست بر عماره تحميل كند تا به ائتلاف امويان بپيوندد ، ائتلافى كه انتظار داشت پيرامون معاويه حاصل شود . عمرو را عوض عثمان به من دادند ، آنگاه كه او را از دست دادم ، خداوندا : خود ، بين فرمانروا و طرفداران عمرو داورى كن .
هامش
( 1 ) ر . ك : ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 6 ، ص 284 - 285 ، كه از كتاب انساب ، ابو عبيده نقل مىكند و اصل و نسب عمرو عاص به ابو سفيان را ، حسن بن ثابت در هجوى كه پاسخى است به هجو عمرو بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، بيان كرده است . روايت ابن ابى الحديد به نقل از ربيع الابرار زمخشرى ( شرح ، ج 6 ، ص 283 ؛ ربيع الابرار ، به اهتمام سليم نعيمى ( بغداد ، 1976 ) ، ج 3 ، ص 548 - 550 ) ، كه مىگويد شش نمايندهء اصلى قريش ، از جمله ابو لهب ، او را منتسب به خود مىدانستند ، ظاهرا بر ساختهء ماهرانه و افتراآميز از اين موضوع است .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 255 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط