موضع قدرت مىتوان برخورد كرد . در عين حال مورد تهديد قرار گرفتن خلافتش از طرف عايشه و طلحه و زبير ، البتّه از ديد او بسيار جدىتر بود ؛ زيرا معاويه كه در دورههاى واپسين اسلام آورده بود و در گرويدن به اسلام فضل تقدم نداشت ، بندرت امكان داشت در اين مرحله آرزوى خلافت را در سر پرورانده باشد و در موقعيتى نبود كه بتواند شخصا بر ضد على عليه السّلام وارد عمل شود .
معاويه نيز در ابتدا مصلحت خود را در آن ديد كه رويدادها را زير نظر داشته باشد و فعلا از گرفتن هرگونه تصميمى خوددارى ورزد . با اين حال برادر [ مادرى ] عثمان ، وليد بن عقبه ، كه معاويه را به خونخواهى سريع خليفه ترغيب مىكرد ، به او ملحق شده بود .
وليد پس از مجازات خفتبارش به سبب نوشيدن شراب ، گستاخانه بنى اميه را مورد خطاب قرار داده و به آنان گفته بود كه اتحاد خويش را حفظ نكرديد و پيوندهاى خويشاوندى خود را با من بريديد . « 1 »
آيا به همين سبب بود كه برادرش را در همان لحظهاى كه به او نياز داشت رها كرد ؟ به هر تقدير ، در اين هنگام نيكبختى خود را در آن ديد كه در مقام سخنسراى امويان ، خويشاوندان اموىاش را دوباره گرد آورد و انتقام خود را از بسيارى از دشمنان شخصىاش بگيرد .
نخستين نكوهش او از معاويه و اهل شام به صورت شعر ، احتمالا در ابيات زير بوده است :
به خدا سوگند ، اگر روزها سپرى شود و انتقامجويى ، انتقام خون عثمان را نگيرد ، فرزند هند نخواهى بود .
آيا بندهء قومى مىتواند سرور اهل خود را به قتل رساند و شما جان او را نستانيد ؟ كاش مادرت نازا بود .
به يقين اگر ما آنان را بكشيم ، هيچ كس قصاص نخواهد كرد .
بارى ، بلاها تو را احاطه كردهاند . « 2 »
هامش
نقل مىكند ، مىگويد كه على كوشيد معاويه را ، با اين پيشنهاد كه در منصب خود با عنوان والى تثبيتش خواهد كرد ، تطميع كند .
( 1 ) زبيرى ، نسب ، ص 139 ؛ ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 974 .
( 2 ) اغانى ، ج 4 ، ص 177 .