تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
قريش از مكه بيرون رفته بودند ، او را از مدينه يا ربذه فرستاده باشد . انتصاب عبد اللّه بن عباس خشم مالك اشتر را برانگيخت ؛ او انتظار داشت كه ولايت بصره به او بخشيده شود ، زيرا در جنگ شركتى فعال داشت . « 1 » و ظاهرا در ميان كسانى كه از موقعيت ممتاز قريش گله‌مند بودند ، زمزمه‌هايى صورت گرفته بود كه سه نفر از خويشاوندان هاشمى على اكنون ولايت را بر عهده گرفته‌اند . على اشتر را متقاعد ساخت كه وجودش براى ارتباط با اهل شام ، كه بسيارى از خويشاوندانش نيز در ميان آنها بودند ، لازم است . على عليه السّلام چون بصره را ترك كرد ، بزرگان شهر تا « موقوع » او را همراهى كردند . احنف بن قيس و شريك بن اعور حارثى از قبيلهء دهى بن كعب ، با على به راهشان به سوى كوفه ادامه دادند . امّا در خصوص اينكه تا كجا با او رفتند ، توافقى نيست . « 2 » على ، به روايت شعبى در آغاز ماه رجب سال 36 ، « 3 » و به گفتهء ابو الكنود ، در روز دوشنبه دوازدهم رجب ، « 4 » كمتر از يك ماه پس از جنگ جمل ، وارد كوفه شد . او از سكونت در قصر والى امتناع ورزيد و آن را قصر فساد خواند و در منزل خواهرزاده‌اش جعدة بن هبيره مخزومى « 5 » اقامت كرد . على عليه السّلام در نخستين خطبه‌اش كسانى را كه از شركت در جنگ به
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3162 ؛ در خصوص اختلافاتى در روايت ، رجوع كنيد به ابن ابى شيبه ، مصنّف ، ج 8 ، ص 706 . آمده است كه اشتر گفت : « چرا اين مرد پير را در مدينه كشتيم ؟ » و از مذحج ، مردان قبيله‌اش ، خواست كه با او بروند . اينكه او قصد داشته به معاويه بپيوندد ، چنان كه يكى از راويان به نام كليب جرمى مىگويد ، بعيد مىنمايد . به گفته كليب ، على عليه السّلام تاريخ عزيمت خويش را پيش انداخت تا از حركت اشتر با مردانش جلوگيرى كند . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 271 . ( 3 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 80 . گفتهء شعبى را داير بر اينكه على هفده ماه در كوفه ماند و با معاويه و عمرو عاص نامه رد و بدل كرد ، بايد به اين معنا گرفت كه على تا آخر سال 37 هجرى پيوسته با آنان نامه‌نگارى مىكرد و در اين سال دومين جنگ خود را بر ضد آنان ترتيب داد ، نه اينكه تمام آن مدت را در كوفه اقامت كرد . ( 4 ) همان ، ص 3 ؛ تاريخ ميلادى با دوشنبه منطبق است . تاريخى كه بلاذرى آورده است ( انساب ، ج 2 ، ص 273 ) ، يعنى ماه رمضان سال 36 ، و ظاهرا سندش به زهرى مىرسد ( همان ، ص 293 ، يادداشت 1 ) ، زمانش بسيار دير است . روايتهاى مزبور اين نظر را تقويت مىكنند كه على عليه السّلام مدت زمان بسيار كوتاهى در بصره ماند . تاريخ نخستى كه شعبى داده است نامعقول نمىنمايد . ( 5 ) منقرى ، وقعة صفين ، ص 3 ، 5 . ام هانى مادر جعده خواهر على بود ( زبيرى ، نسب ، ص 39 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 41 ) . در روايت ابو مخنف راجع به بازگشت على به كوفه از صفين ، آمده است كه او وارد قصر شد ( طبرى ، ج 1 ، ص 3349 ) . با اين حال ، در شرح بلاذرى از قتل على به استناد واقدى ، ابو مخنف و عوانه گفته مىشود كه وى در قصر اقامت نگزيد ، بلكه به خانه‌هايى با سقفهايى پوشيده از نى در ميدان معروف به
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 252 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط