تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
مساحق بن عبد اللّه بن مخرمه عامرى قريشى نقل مىكند كه او و گروهى از قريشيان ، از جمله مروان بن حكم ، توافق كردند كه نزد على روند و به دليل شورش بر ضد او ، از او پوزش خواهند . آنان پى بردند كه او شريف‌ترين و بخشنده‌ترين مردان پس از پيامبر اكرم بوده است و دانستند كه به او ستم كرده‌اند . على عليه السّلام آنان را پذيرفت و در خطبه‌اى از آنها پرسيد كه آيا من نزديكترين مردان به پيامبر و شايسته‌ترين آنها در حكومت بر مردم پس از پيامبر نبوده‌ام . جملگى تصديق كردند . فرمود : پس شما از من روى برتافتيد و با أبو بكر بيعت كرديد . على كه دوست نمىداشت صفوف مسلمان درهم شكند ، از مخالفت با رأى آنان پرهيز كرده بود . وقتى أبو بكر عمر را به جانشينى خود برگزيد نيز على چنين كرد ، اگر چه مىدانست كه شايسته‌ترين مردمان در جانشينى رسول خداست . وقتى عمر او را در مقام يكى از شش نامزد جانشين خود برگزيد ، آنان با عثمان بيعت كرده بودند ، امّا بعد او را سرزنش كردند و كشتند ، در حالى كه على در خانه نشست . « پس نزد من آمديد و درست همانطور كه با أبو بكر و عمر بيعت كرديد با من بيعت نموديد . شما را چه شد كه بر بيعت آنان وفادار مانديد و بر بيعت من نه ؟ » سپس از او خواستند كه على با آنان همانند يوسف با برادرانش رفتار كند و مانند او از گناه آنان درگذرد ، آن‌گاه كه گفت :
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
، ( امروز شما را سرزنش نبايد كرد ؛ خدا شما را مىبخشايد كه او مهربان‌ترين مهربانان است ؛ يوسف / 92 ) . على از آنان بيعت گرفت و رهايشان كرد . « 1 » برخى از دشمنان على تن به بيعت ندادند . دربارهء مروان روايتهاى متناقضى نقل شده است . بنا بر بعضى از آنها ، مروان كه مورد بخشش قرار گرفت اشتياق خود را به دادن بيعت ابراز داشت و على عليه السّلام آن را پذيرفت . « 2 » در برابر آن ، ابو مخنف روايت مىكند كه
هامش
براى پدرش آمرزش طلبيد و فرمان داد همهء املاك با محصولاتى را كه از آن به دست آمده است به او بازگردانند ( نسب ، ص 281 - 282 ) . عمران بر خلاف موسى ، برادر تنى محمد بن طلحه و شايد بزرگترين فرزند برجامانده‌اش بود . به نظر نمىرسد كه در جنگ شركت كرده باشد . ( 1 ) مفيد ، جمل ، ص 413 - 414 ، 416 - 417 ؛ نعمان ، شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 392 - 394 . ( 2 ) ر . ك : بويژه روايت نافع ( ابن سعد ، طبقات ، ج 5 ، ص 26 ) كه به اشتباه مىگويد مروان رهسپار مدينه شد و تا زمان جلوس معاويه در آنجا باقى ماند . اين روايت اشتباهات ديگرى هم دارد و در كل قابل اعتماد