تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
المال بصره پانصد درهم پاداش داد . « 1 » اين قوانين در جنگ عليه سركشان در اسلام اعتبار يافت . در حالى كه اين دستورات را بيشتر افرادش بدون اعتراض پذيرفتند . گروه اندكى از قشريان رفتار او را زير سؤال بردند . آمده است كه على به آنان گفت اگر بر اسير كردن دشمنان پافشارى مىكنند ، بايد براى اموال عايشه قرعه زنند . خوارج بعدها اين مسأله را بهانه‌اى ساختند براى متهم كردن على كه وى با سلب حق مشروع جنگجويان از غنايم جنگى ، موازين اسلام را زير پا گذاشته است . على عليه السّلام اسيران جنگى را وقتى بيعت كردند آزاد كرد . در روز جنگ فرزندان عثمان ، ابان و سعيد را اسير كرده نزد على آوردند . يكى از حاضران گفت آنان را بكشم ؟ على او را سرزنش كرد و گفت چگونه مىتوانى اين دو را بكشى ، در حالى كه به جملگى امان داده‌ام . سپس رو به آنان كرد و گفت از گمراهى بازگرديد و هر جا مىخواهيد برويد . اگر دوست مىداريد نزد من بمانيد ، پيوندهاى خويشاونديتان را حفظ خواهم كرد . آنان پاسخ دادند كه با او بيعت مىكنند و مىروند . ظاهرا پس از آن رهسپار حجاز شدند . « 2 » موسى فرزند طلحه يادآور مىشود كه چگونه اسيران ، در شب پس از جنگ گرد هم آمده بودند در حالى كه مىگفتند : « موسى بن طلحه فردا كشته خواهد شد » . فرداى آن روز ، پس از آن‌كه اولين نماز خويش را برپا داشت ، اسيران فرا خوانده شدند . نخستين كسى را كه نزد على بردند موسى بود . امير المؤمنين عليه السّلام از او پرسيد : « آيا بيعت خواهى كرد ؟ آيا به آنچه مردمان روى آورده‌اند ، تن در خواهى داد ؟ » پاسخ داد : « آرى » . پس از اين كه بيعت كرد على به وى گفت به سوى خانواده و اموال خود بازگرد . ديگران هم چون ديدند وى به سلامت رها شد ، به آسانى وارد شدند و بيعت كردند . « 3 » موسى يكى از وارثان اموال فراوان طلحه شد . « 4 »
هامش
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 261 - 262 . روايات متعددى را در همين خصوص ابن ابى شيبه نقل كرده است ، مصنّف ، ج 8 ، ص 707 - 708 ، 710 - 711 ، 713 ، 718 - 721 . ( 2 ) مفيد ، جمل ، ص 382 . بلاذرى مىگويد ابان بن عثمان نخستين كسى بود كه در جنگ جمل پا به فرار نهاد ( انساب ، ج 5 ، ص 120 ) . ( 3 ) ابن ابى شيبه ، مصنف ، ج 8 ، ص 716 . فاصله‌اى در متن روايت به وجود آمده است : اين منظور ، مختصر ، ج 25 ، ص 290 - 291 . ( 4 ) با اين حال ، زبيرى از عمران بن طلحه با عنوان فردى ياد مىكند كه پس از جنگ جمل با على عليه السّلام ديدار كرد و از وى خواست املاك پدرش در « نشتاستج » را به او بازگرداند . على با وى به نيكى رفتار نمود ، از خداوند