دين على بودهاند كشته است . دين على عليه السّلام دين محمد صلّى اللّه عليه و آله است . « 1 » اين كه امتناع على از عمرو بن يثربى ، دست كم تا حدودى ، به سبب شعرى بوده كه وى سروده است ، دور از ذهن نمىنمايد . او در برابر هر سخنى مبنى بر آنكه على عليه السّلام قرآن و سنّت محمد صلّى اللّه عليه و آله را با ايمانى راسختر از هر كسى ديگر رعايت و اجرا نمىكند از خود واكنش نشان مىداد . « 2 »
اين نقطه ضعفى بود كه بعدا على را به ارتكاب بزرگترين اشتباه خود واداشت . « * »
روايتهاى ديگرى وجود تصوّرى كلى از « دين على » را در ميان بصريان تأييد مىكنند .
محمد بن حنفيه نقل مىكند كه بر مردى هجوم برد و چون خواست شمشير بر او فرود آورد ، آن مرد گفت : « من پيرو دين على بن ابى طالبم » . ابن حنفيه مقصودش را فهميد و او را رها كرد « 3 » . چون اين وضع به ضرر ازديان بصره تمام شد و ناگزير به فرار شدند ، فرياد برآوردند : « ما پيروان دين على بن ابى طالبيم » ، ظاهرا هدفشان اين بود كه جان خويش را نجات دهند . پس از آن يكى از كوفيان بنى ليث آنها را هجو كرد و انديشه و رأى آنان را سخيف شمرد . « 4 » ظاهرا مقصودش آن بود كه هم تقيه آنان را ، با اين ادعا كه از پيروان على هستند ، و هم انتساب دين خاصى را به او ، محكوم كند .
بدين سان اين نزاع وجهى دينى نيز داشت . دين على در اينجا مفهومى خاص دارد .
به احتمال زياد مىتوان گفت كه مقصود از آن اين ادعاست كه على بهترين مردان پس از محمد ، وصى او و به همين سبب شايستهترين فرد براى رهبرى امّت است . دو بيت شعرى كه يكى از مردان قبيلهء بنى عدى به هنگام گرفتن افسار شتر عايشه سروده است ، احتمالا به اين امر اشاره دارد :
ما از قبيلهء عدى ، در طلب على هستيم ، نيزهها و شمشيرهاى مشرفى ، كلاهخودها و
هامش
( 1 ) ابن دريد ، الاشتقاق ، به اهتمام عبد السلام محمد هارون ( بغداد ، 1399 / 1979 ) ، ص 413 .
( 2 ) ظاهرا لوى دلاويدا اين عبارت را بد منتقل كرده است ؛ او مىگويد كه اين گفته حاوى همان ديدگاههايى است كه در روايتهاى مربوط به مجازات عبد اللّه بن سبا و غلاتش به دست على ، آمده است . ( تاريخ اسلام ، كايتانى ، ج 9 ، ص 142 ) . در اينجا ، موضوع ، نسبت دادن عقيده انحرافى به على است ، نه تبليغ عقيدهاى افراطى به نام او .
* نويسنده نمىگويد كه اين اشتباه چه بود . مأخذى هم در اثبات آن نمىدهد . اظهار او در اين باب اساسى ندارد . امامان شيعه داراى ملكهء عصمت و مبرا از گناهند - م .
( 3 ) ابن ابى شيبه ، مصنّف ، ج 8 ، ص 711 .
( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3189 - 3190 .