عثمان مىجنگند و « خونخواهى عثمان » را شعار جنگى خود ساخته بودند . طرف مخالف آنان مهاجمان بودند و على خواسته بود كه آنها چنين تلقى شوند . كوفيان پيش از جنگ باور نمىكردند كه برادران مسلمان بصرى آنان با ايشان خواهند جنگيد . « 1 »
پرچم سپاه على را فرزندش محمد بن حنفيّه حمل مىكرد . وقتى محمد بن حنفيه در برابر ديوارى از نيزههاى دشمن متزلزل شد ، على پرچم را از دستانش گرفت و حمله را فرماندهى كرد . « 2 » امّا بعد آن را به دو بازگرداند . هنگامى كه مالك اشتر ، فرمانده جناح راست سپاه على ، هلال بن وكيع بن بشر تميمى از قبيلهء دارم و فرماندهء جناح چپ بصريان ، را كشت ، آتش جنگ برافروخته شد . « 3 » زبير ظاهرا بىآنكه جنگيده باشد ، صحنه نبرد را بسيار زود رها كرد و بىدرنگ رهسپار حجاز شد . نقل شده كه او در حمايت مردى مجاشعى ( از دارم تميم ) بود . بنا بر روايتى از قتاده ، زبير ابتدا به مسجد بنى مجاشع رفت و در جستجوى عياض بن حمّاد برآمد ، تا در حمايت او قرار گيرد . به او گفتند عياض در « وادى السباع » است و در پى او به آنجا رفت . « 4 » برخى از مردان احنف بن قيس به او خبر دادند كه زبير را در حال عبور ديدهاند . احنف گفت زبير مسلمانان را با شمشير به جان يكديگر انداخته و اكنون به سمت خانهء خود مىگريزد . سه مرد در پى او رفتند و عمرو بن جرموز مجاشعى او را در وادى السباع كشت . وقتى ابن جرموز پس از جنگ به ديدار على رفت و خود را قاتل زبير معرفى كرد ، بنا بر روايتى كه احاديث اهل سنّت نقل كردهاند ، على از ديدار با او خوددارى ورزيد و اظهار داشت : « آتش جهنم را به قاتل فرزند صفيه اعلام كنيد » « 5 » . بنا بر گزارشهاى موثقتر ، ابن جرموز ، كه از طرف احنف بن قيس با شمشير و سر بريده زبير فرستاده شده بود ، مورد استقبال على قرار گرفت و على از او پرسيد : چگونه توانستى او را بكشى ؟ على عليه السّلام سپس شمشير زبير را گرفت ، آن
هامش
( 1 ) كليب جرمى اهل بصره ، كه سپاه على را در ذو قار مىبيند ، كوفيان را چنين وصف مىكند كه تبسمكنان به سوى او مىآيند و با اظهار شگفتى مىگويند : « آيا واقعا فكر مىكنيد برادران بصرى با ما خواهند جنگيد ؟ » ( ابن ابى شيبه ، مصنّف ، ج 8 ، ص 705 ) .
( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3193 .
( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 241 .
( 4 ) اغانى ، ج 16 ، ص 131 .
( 5 ) مادر زبير صفيه ، دختر عبد المطلب بود .