تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بنا بر منابع ديگر نهصد نفر عازم جنگ شدند . در راه بصره برخى ديگر نيز به آنان پيوستند و شمار آنان به سه هزار نفر رسيد . مروان در « بئر ميمون » كه گفتن اذان را به دو سپرده بودند ، نزد طلحه و زبير رفت و از آنان پرسيد : « به كدامتان به عنوان خليفه سلام كنم و به نام وى اذان گويم ؟ » عبد الله بن زبير و محمد بن طلحه هر يك به پدر خود اشاره كردند . عايشه نزد مروان فرستاد و گفت « آيا مىخواهى بين ما جدايى اندازى ؟ خواهرزاده‌ام پيشواى نماز شود » . عبد الله بن زبير امامت نماز را به عهده گرفت تا اينكه به بصره رسيدند . « 1 » هنگام اقامتشان در « ذات عرق » اختلافى جدّى در ميان امويان حاضر روى داد . به گفتهء عتبة بن مغيرة بن اخنس « 2 » ، سعيد بن عاص به ديدار مروان و يارانش رفت و از آنان درباره مقصدشان پرس‌وجو كرد . اين امر احتمالا پنهان داشته شده بود تا على از نيّات آنان باخبر نشود . سعيد گفت : « كجا مىرويد كه خونخواهى شما بر پشت شتران است . بكشيدشان و به خانه‌هاى خويش بازگرديد و خودتان را به كشتن مدهيد » . مروان و يارانش گفتند : « مىرويم شايد همهء قاتلان عثمان را بكشيم » . در اين هنگام سعيد از طلحه و زبير پرسيد كه اگر پيروز شديد خلافت را به چه كسى خواهيد داد . وقتى پاسخ دادند : « به يكى از ما ، به هر كسى كه مردم برگزينند » ، لب به اعتراض گشود : « بهتر است كه آن را به فرزندان عثمان بسپارى زيرا تو براى خونخواهى همو مىروى » . امّا آنان پاسخ دادند :
هامش
عامر بن مسعود بن امية بن خلف و ايوب بن حبيب بن علقمة بن ربيعه ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 11 ، ص 125 ) . برادر عايشه عبد الرحمن ظاهرا به خاطر عايشه رهسپار شد اما سهم عمده‌اى نداشت . عبد الله بن عمر در جنگ شركت نكرد . به گفتهء ابو مخنف ( همان ، ج 6 ، ص 225 ) و سيف بن عمر ( طبرى ، ج 1 ، ص 3101 ) وى خواهر خود حفصه را از پيوستن به عايشه ، چنان كه از ابتدا چنين قصدى داشت ، منع كرد . ابن عمر گرچه از نظر سياسى با على عليه السّلام مخالف بود ، اما از او در برابر اتهام به اين كه در قتل عثمان دست داشته است ، سخت دفاع مىكرد ( ر . ك : براى نمونه بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 99 ) . ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3105 - 3106 . به نقل از ابن عباس . به گفتهء صالح بن كيسان و ابو مخنف ، بايد گفت كه عايشه ، زبير را براى امامت نماز برگزيد ، چه او سالخورده‌ترين آنان بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 225 ) . ( 2 ) عتبه و برادرش عبد الله بىترديد در آنجا حاضر بودند تا انتقام خون پدرشان را بگيرند . عبد الله در جنگ جمل كشته شد ( مفيد ، جمل ، ص 393 - 394 ) . برادرزادهء آنان عبد الله بن ابى عثمان بن اخنس بن شريق نيز در ميان كشته‌شدگان بود ( در ارشاد مفيد نيز نامش همين‌طور آمده است ) . از على نقل است كه درباره مرگش اظهار داشت كه او را در حال فرار ديد و سعى كرد نجاتش دهد ، اما فرمانش در اين كه به او آزار نرسانند شنيده نشد ( همان ؛ مفيد ، جمل ، ص 394 ) .