تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
آنان مرتكب شده بودند خواهد چشيد . « 1 » حكيم بن حزام پرسيد چه كسى مىتواند براى على عذر آورد ؛ همو كه وقتى نعش عثمان بر زمين افتاد و شمشيرها يكى پس از ديگرى بر بدن او فرود مىآمدند ، راه خود را پيش گرفت و رفت ، و اندكى از مردمان قبايل از او پشتيبانى كردند . « 2 » امّا حكيم در مدينه با على بيعت كرده و تصميم گرفته بود كه بر ضد او وارد جنگ نشود . فرزندش عبد الله به شورشيان پيوست و در جنگ جمل كشته شد . وقتى على پيكر او را در صحنهء جنگ در ميان مردگان يافت ، اظهار داشت كه وى از راه پدرش منحرف شد . پدرش حكيم وقتى نتوانست ما را يارى دهد و پس از بيعت در خانه نشست مورد سرزنش قرار نگرفت . « 3 » سعيد بن عاص كمتر از ديگران به همدستى على در كشتن عثمان باور داشت . او در شعر خود تنها از سه دسته ياد مىكند ، و آنان ظاهرا عبارتند از مصريان ، كوفيان و بصريان كه پيمانه‌اى از حنظل سر مىكشند و امام را در مدينه محرما « * » مىكشند . « 4 » همهء مسئوليت قتل عثمان را مستقيما به گردن على عليه السّلام انداختن ، اگر چه - بنا به تعبير مروان - على « خود آشكارا ضربتى بر او فرود نياورده بود » ، به لحاظ سياسى زمينهء مناسب‌ترى را براى شورش نهايى مكيان فراهم آورد ؛ زيرا هدف اصلى نه مطالبهء خون خليفهء مظلوم ، كه بركنارى جانشين او از مقام خود و حذف او از شورايى بود كه مىبايست براى انتخاب خليفهء بعدى تعيين شود . وانگهى ، اگر على مجرم اصلى بود ، هر كه از او طرفدارى مىكرد نيز مىبايست به اتهام شريك جرم تنبيه و مجازات شود ؛ جرمى كه كايتانى مشخصا آن را « جنايت هولناك قتل سلطان مىخواند » . در شوراى جنگى كه ، به گفتهء زهرى ، در خانهء عايشه برگزار كردند ، ابتدا پيشنهاد شد كه در مدينه بر على هجوم آورند . اين پيشنهاد بلافاصله رد شد ، زيرا پى بردند كه شمار
هامش
( 1 ) همان ، ص 180 - 181 . ( 2 ) همان ، ص 179 . ( 3 ) مفيد ، جمل ، ص 393 . * محرما را نويسنده انگليسى كتاب « در حال احرام » ترجمه كرده است كه ظاهرا اشتباه است . در المنجد ، المحرم المسالم ؛ و من كان فى حمايتك و حريمك . يقال انه « لمحرم عنك » اى يحرم اذاه عليك نيز آمده است . ويراستار وقعة صفين ( منقرى ، وقعهء صفين ، ص 85 ؛ يادداشت 4 ) آورده است محرما : اى له حرمة و ذمة . او اراد انهم قتلوه فى آخر ذى الحجة - م . ( 4 ) ابن بكر ، تمهيد ، ص 180 .