تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
جنگاوران اهل مدينه افزون بر آنان است . طرح پيوستن به معاويه در شام نيز رد شد ؛ بىترديد بيشتر به اين دليل كه معاويه ممكن بود نظر خود را بر شوراى برنامه‌ريزى شده تحميل كند . عزم حركت به سوى بصره و تجهيز بصريان براى مطالبهء خون عثمان ، متأثر از احتجاجات عبد الله بن عامر بود كه مىگفت مىتواند به حمايت استوار مردم آنجا اعتماد كند و ساز و برگ جنگى دلخواه خود را فراهم آورد . « 1 » يعلى بن منيه از سرمايه‌هايى كه از يمن به دست آورده بود كمك كرد . گفته مىشود كه چهارصد هزار درهم داد و براى هفتاد مرد قريشى مركب آماده كرد . او پس از فراخوانى به جنگ هشتاد دينار براى شتر معروف عايشه پرداخت . « 2 » در اين هنگام طلحه و زبير نزد عايشه آمدند و از او خواستند كه خروج كند . عايشه گفت آيا به من فرمان مىدهيد كه بجنگم ؟ گفتند : « خير بلكه تا مردم را آگاه كنى كه عثمان مظلوم كشته شد و از آنان بخواهى امور خويش را به شوراى ميان مسلمانان واگذارند . و در همان وضعى قرار گيرند كه عمر بن خطاب برايشان بر جاى نهاده بود و بين آنان آشتى برقرار سازى » . « 3 » حضور عايشه لازم بود ، هم به دليل نفوذ فراوانش در مقام ام المؤمنين و هم از آن روى كه واسطه‌اى بود ميان دو مردى كه در خلافت رقيب يكديگر بودند . عايشه پيش از مرگ عثمان آشكارا از طلحه پشتيبانى كرده بود ، امّا اكنون در صورتى كه طلحه به سبب ارتباط با قاتلان مطرود مىشد ظاهرا آماده بود تا از زبير پشتيبانى كند . احتمالا در اواخر ماه ربيع الثانى سال 36 شورشيان مكّى با افرادى بين ششصد « 4 » و يا
هامش
( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 219 - 221 - 222 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 3102 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3102 . به گفتهء صالح بن كيسان ، يعلى براى اين جنگ چهارصد شتر فراهم كرد ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 222 ) . داستان بلند منسوب به مردى از بنو عرينه ، كه نقل مىكند چگونه اين شتر را به يكى از طرفداران عايشه فروخته و ابتدا عايشه را تا حوأب و سپس على عليه السّلام را تا ذو قار همراهى كرده است . ( طبرى ، ج 1 ، ص 3108 - 3111 ) ، كاملا ساختگى است . ( 3 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 223 . اشتر بر اين باور است كه عبد الله بن زبير عايشه را واداشت كه به سوى بصره حركت كند ( طبرى ، ج 1 ، ص 3200 ) . ( 4 ) اين عدد را عبد الله بن عباس گفته است ( طبرى ، ج 1 ، ص 3105 ) . او در ميان آنان عبد الرحمن فرزند ابو بكر ( به جاى ابو بكره ) ، و عبد الله ، فرزند صفوان بن اميه جمحى را نام مىبرد . ظاهرا صفوان خود بسيار پير بود و نمىتوانست به آنان بپيوندد و مدتى كوتاه پس از آن درگذشت . فرزندش عبد الله بعدها از طرفداران سرسخت عبد الله بن زبير شد . ابن ابى الحديد از كسانى كه در ميان بنى جمح در جنگ جمل شركت كردند و باقى ماندند ، گذشته از عبد الله بن صفوان ، از افراد زير نام مىبرد : برادرزاده‌اش يحيى بن حكيم بن صفوان ،