شهر مكه اكنون آشكارا بر ضد مدينه شوريده بود . عايشه رهبرى شورشيان را بر عهده داشت . و قريشيان مكه گناه قتل عثمان را بر دوش على نهادند و با رجزخوانيهاى آتشين مردم را به انتقامجويى از خون عثمان فرا مىخواندند . صفوان بن امية بن خلف جمحى - يكى از اشراف بزرگ و ديرين قريش و يكى از دشمنان اصلى محمد صلّى اللّه عليه و آله كه هنگام فتح مكه پا به فرار نهاده اسلام را نپذيرفته بود و سرانجام پيامبر اكرم به او اجازه داد در مكه بماند و به مدينه نرود - « 1 » خطاب به على چنين گفت :
به يقين خويشاوندان تو ، خاندان عبد المطلب ، بودند كه عثمان را كشتند و در اين ترديد نتوان كرد .
اين همه ، از سر ظلم و جنگخواهى بود ، بىآنكه مطالبهء خونى در ميان باشد ، و شما شايستهترين مردمانى هستيد كه يورش بر شما سزاوار است . پس اى لشكريان بشتابيد . « 2 »
او با متهم ساختن كليه بنى هاشم ، ظاهرا فرصتى يافت براى خونخواهى از دشمن ديرين متحد با اهل مدينه كه در زمان محمد صلّى اللّه عليه و آله مكيان را خوار شمرده بودند .
مروان بن حكم ، مردى كه به عمد بر اين فتنه در شهر مدينه دامن زده بود ، على را متهم كرد :
اى على ! اگر آشكارا بر آن مرد هجوم نبردهاى ، بىترديد در خفا چنين كردهاى :
او در ادامه مىگويد عمار كه اين مرد سالخورده را كشته است و محمد ( بن ابى بكر ) ، هر دو به اين جنايت اعتراف كردهاند . و اكنون مردم بر قصاص مكلّف شدهاند . « 3 » بنابراين على با خود عناد ورزيده و شر عظيمى را پديد آورده بود ! آنان نزديكترين مرد به خير و دورترين مرد به شر را در مدينه به قتل رسانده بودند ؛ مروان چنين زبان به تهديد مىگشايد كه اگر او خود يا معاويه تا پايان آن سال زنده بمانند ، على تلخى جنايتى را كه
هامش
( 1 ) ابن حجر ، اصابة ، ج 3 ، ص 246 - 247 . از على عليه السّلام روايت شده است كه خصومت بعضى از بنى جمح او را رنجانده و پس از جنگ جمل ، ابراز تأسف كرده است كه آنان از دم تيغ كين خواهى او گريختهاند ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 261 ) . با اين حال ، يكى از غير هاشميان اندكى كه از على پشتيبانى مىكرد ، محمد بن حاطب جمحى بود ( ابن ابى شيبه ، مصنّف ، ج 8 ، ص 705 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 250 ) . او در حبشه زاده شد و فرزند يكى از صحابه نخستين بود .
( 2 ) ابن بكر ، تمهيد ، ص 181 . صفوان بن امية بن صفوان را بايد به صفوان بن امية بن خلف تصحيح كرد ؛ به جاى يطلب ، طلب صحيح است .
( 3 ) معروف است كه عمار در قتل عثمان يا در اين جنگ شركت كرده بود . ممكن است اعترافش به رد هر گونه مطالبهء خون عثمان اشاره داشته باشد .