مخالفت نكند . او عنوان رسمى عمر ، امير مؤمنان ، را پذيرفت ، امّا لقب خليفه را كه از ديد او با ادعاهاى ظاهر فريب عثمان در خليفة الله بودن و نه جانشينى پيامبر ، تباه شده بود رد مىكرد . تنها در زمان فرمانروايى عثمان بود كه آشكار شد امّت اسلام به بيراهه رفته است . على عليه السّلام انحراف عثمان را از راه راست اسلام ، سخت مورد انتقاد قرار مىداد . به طور كلى نه قتل بيرحمانه او را توجيه و نه قاتلانش را محكوم مىكرد . عثمان با اعمال ناعادلانهء خود قيام مردم را برانگيخت و در عملياتى جنگى كشته شد . فقط هنگامى كه طلحه ، عايشه و پيروانشان على عليه السّلام را مستقيما به دست داشتن در قتل عثمان متهم كردند ، نوك اتهام را متوجّه خود آنان كرد .
تمايل على در دورى جستن كامل از حكومت خويشاوند نو از عثمان ، در تصميم او بر عزل واليانش نمود مىيافت . تنها در كوفه - آن هم ظاهرا بنا به سفارش مالك اشتر - ابو موسى اشعرى را به ولايتدارى آنجا ابقا كرد ؛ اگر چه به نظر مىرسد كه برخورد ابو موسى با خليفهء جديد محتاطانه بوده است . « 1 » وقتى نخستين بار خبر جانشينى على در كوفه انتشار يافت ، والى به مردم سفارش كرد كه در انتظار تحولات بيشتر بمانند . هاشم بن عتبه ، [ ابى وقاص ] ، برادرزادهء سعد بن ابى وقاص كه در آن هنگام بيعت خود را با على در اشعارى با شوق و شور اعلام ، كرد ، بىپروا ابراز داشت كه او بدون ترس از امير اشعرىاش بيعت كرده است . « 2 » تنها هنگامى كه يزيد بن عاصم محاربى « 3 » با فرمان گرفتن بيعت از كوفيان ، از طرف على وارد كوفه شد ، ابو موسى نيز بيعت كرد . گفته مىشود كه عمار ياسر پيشبينى كرد كه وى بيعت خويش را خواهد شكست . « 4 »
هامش
( 1 ) گفتهء صالح بن كيسان در اين خصوص ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 230 ) ناموثّق مىنمايد . مالك اشتر انتصاب ابو موسى را بر عثمان تحميل كرده و در كل طرفدار يمنيها بود . نيز ر . ك : به روايت ابن ابى ليلا ( طبرى ، ج 1 ، ص 3172 ) كه بر طبق آن على به هاشم بن عتبه گفت كه بر آن بوده است ابو موسى را بر كنار كند اما اشتر از او خواسته است تا ابقايش كند .
( 2 ) احتمالا هاشم بن عتبه چندى بعد رهسپار مدينه شده تا به على بپيوندد . وى زمانى كه على براى جنگ با طلحه و زبير به بصره رفت ، همراه او بود .
( 3 ) يزيد بن عاصم بعدا يكى از رهبران خوارج شد و به دست سه تن از برادرانش در نهروان به قتل رسيد ، ( طبرى ، ج 1 ، ص 3361 - 3362 ) .
( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 213 . داستان سيف بن عمر دربارهء انتصاب عمر بن شهاب - كه در آن زمان از ورود به شهر ممنوع شده بود - به ولايتدارى كوفه از طرف على ( طبرى ، ج 1 ، ص 3087 - 3088 ) ساختگى است .