تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
سومى به پا خاست ، همانند كلاغى كه غمى جز شكم ندارد ؛ خدا از او درگذرد ، اگر بالهايش چيده و سرش بريده مىشد ، براى او بهتر بود ؛ اگر امور به خودتان بازگردد سعادتمند خواهيد شد ؛ امّا بيم دارم كه در فترتى فرو افتيد ، بر همهء ما چيزى جز تلاش نيست . ابو عبيده نيز روايت مىكند كه ، به گفتهء نوادهء على ، جعفر ( صادق ) بن محمد عليه السّلام ، وى در اين خطبه مرتبهء عالى نيكان عترتش را به مؤمنان يادآورى مىكند ، يعنى وابستگان به خاندانى كه از گنجينهء دانش الهى بهره برده‌اند و بر طبق حكم او حكم مىكنند ؛ اگر مؤمنان از آنان پيروى كنند به واسطهء بصيرت آنان ره يابند ، و گرنه خداوند آنان را به دست خود نابود گرداند . « 1 » تاريخ و متن دقيق اين خطبه مورد بحث است . با اين همه مضمون و محتواى خطبه آشكارا از سبك سخن گفتن على عليه السّلام و شيوهء گفتارهايش براى مردم در طى دوران خلافتش ، حكايت دارد . احتمال مىرود كه او از همان ابتدا چنين لحنى را اختيار كرده باشد . سرزنشهاى بىپرده و انتقادهاى سخت از پيمان‌شكنى و نداشتن خلوص و پاسخ ندادن به فراخوانيهاى او در امرى كه حقانيتش آشكار بود ، و ستايش پرشور از وفا كنندگان به عهد در وقت مناسب ، از ويژگيهاى بيانات او بود . اين خطبه‌ها بسيارى از پيروان نه چندان مشتاقش را از او دور مىكرد . اما ، با اين همه ، پشتيبانى شورانگيز و اشتياق اقليتى از پيروان پارساى او را نيز برمىانگيخت . على عليه السّلام براى آنان هيچ ترديدى باقى نگذارد كه تنها از طريق او و خاندان پيامبر است كه مىتوانند راه هدايت حقيقى دين را بيابند و از اينكه از آنان روىگردان شده بودند ملامتشان مىكرد . در حالى كه امّت را بتمامى سرزنش مىكرد ، از خرده‌گيرى بر دو خليفهء اول ، كه گهگاه عملكرد كلى آنان را بسيار مىستود ، خوددارى مىورزيد . بويژه ، چنين مىنمايد كه فرمانروايى خشك و با صلابت عمر را تحسين مىكرد و در كل مىكوشيد با سنتهاى وضع شده از طرف او
هامش
( 1 ) جاحظ ، البيان و التبيين ، به اهتمام عبد السلام محمد هارون ( قاهره ، 1367 / 1948 ) ، ج 2 ، ص 50 - 52 . به گفتهء شيخ مفيد ، اين خطبه را به جز ابو عبيده ، مداينى هم در كتابهايش ( جمل ، ص 125 ) نقل كرده است . قاضى نعمان ( شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 369 - 373 ) عبارت بلندترى را از اين خطبه نقل كرده است . او مىگويد كه اين خطبه دو روز پس از پيمان بيعت ايراد شده است . بر طبق اين روايت على همهء امتياز زمينهايى را كه عثمان داده بود بىاعتبار و باطل اعلام كرد . منابع ديگر اين خبر را تأييد نمىكنند .