تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
بايد بسرعت از پناهگاه خود در كشتزارها بيرون رفته باشند و مروان و بسيارى ديگر از آنان با شتاب در مكه گرد آمدند . امّا وليد بن عقبه راهى شام شد تا به معاويه بپيوندد . انصار عثمانى ، حسان بن ثابت ، كعب بن مالك و نعمان بن بشير نيز رفتن به دمشق را برگزيدند . « 1 » زيد بن ثابت و سعد بن ابى وقاص در مدينه ماندند ، حال آن‌كه محمد بن مسلمه به ربذه جلاى وطن كرد . وقتى عايشه در مكه ماند ، ام سلمه بيوهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و از قبيلهء مخزومى ، كه با او حج گزارده بود ، پس از اينكه عايشه را از پيوستن به شورشيان برحذر داشت ، امّا ناكام ماند ، به مدينه بازگشت و از على حمايت كرد . « 2 » وقتى عبد الله بن عباس چهار روز پس از جانشينى على عليه السّلام وارد مدينه شد و به ديدار او رفت ، به روايت خود او ، مغيرة بن شعبه ثقفى « 3 » را ، كه در تدبير سياسى زبانزد بود ، همراه با على يافت . در اين روايت آمده است كه وقتى مغيره آنجا را ترك كرد ابن عباس از على دربارهء آنچه مغيره گفته بود پرسيد . على به ابن عباس گفت مغيره پيشتر او را ديده و به او توصيه كرده بود كه عبد الله بن عامر ، معاويه و حاكمان منصوب شده ديگر از طرف عثمان را در منصبهاى خويش نگه دارد و بيعت با خود را در ولاياتشان به آنان
هامش
ولايتدارى كوفه و بصره را از على خواستند اما با ناكامى مواجه شدند ، موثق نيست ( همان ، ص 3068 - 3069 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 218 - 219 ) . بىترديد اين دو در طرح جنگ با على در مكه ، از آغاز شركت داشتند نه اينكه در لحظهء آخر به آن پيوسته باشند . اين مطلب را روايتى از امّ المؤمنين امّ سلمة تأييد مىكند ؛ بدين ترتيب كه طلحه و زبير براى ام سلمه ، در حالى كه در ابتداى ماه محرم سال 36 هجرى هنوز در مكه بود ، پيغام فرستادند و از او خواستند كه همراه عايشه در جنگ با على شركت كند ( مفيد ، جمل ، ص 232 - 233 ، به نقل از واقدى ) . ( 1 ) حكايت مجادلهء آنان با على و پذيرفته شدن آنها از سوى معاويه در اغانى ، ج 15 ، ص 29 ، ضعيف و افسانه‌اى است . اما به هر تقدير ، آن‌طور كه در اين حكايت آمده ، نعمان بن بشير در آن زمان از طرف معاويه در مقام والى حمص منصوب نشده بود . حسّان و كعب دو شاعر عثمانى پيش از جنگ جمل به مدينه بازگشتند اما موضع كينه‌توزانه خويش را نسبت به على حفظ كردند . كبشه دختر كعب از پدرش روايت مىكند كه از كشته شدن عثمان سخت اندوهگين شده و به سبب از دست دادن بينايىاش ، او را از پيوستن به شورشيان بر ضد على بازداشته‌اند . او با على عليه السّلام بيعت نكرد و به سبب بيزارى و نفرتى كه از آن حضرت داشت از او دورى مىجست . ( مفيد ، جمل ، ص 378 ) . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 91 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 3101 ؛ مفيد ، جمل ، ص 232 - 233 . ( 3 ) به گفتهء زهرى ، مغيرة بن شعبه در ميان كسانى بود كه با على بيعت نكردند ( طبرى ، ج 1 ، ص 3070 ) . چنين مىنمايد كه اندكى پس از دومين ديدارش با على مدينه را ترك كرده باشد و احتمالا در انتظار شكست خلافت على بوده است .