جناح ديگر اكثريّت قريش بودند كه اميد داشتند خلافت قريش را به اصولى كه أبو بكر و عمر وضع كرده بودند بازگردانند . هنگامى كه هر جناحى براى گرفتن حق مورد نظر خود آمادهء جنگ شد ، اسلام در كشاكش جنگى داخلى و بيرحمانه فرو افتاد كه پس از على عليه السّلام نيز ادامه يافت . آتش مصيبت ( فلته ) كه ، به نظر عمر خداوند شرّ آن را از بين برد ، اكنون همراه با حسّ انتقامجويى شعلهور شده بود .
مكه به صورت كانون طبيعى مخالفت قريش درآمد . عايشه پرچم خونخواهى عثمان را برافراشت . به گفتهء اهل مدينه ، عايشه مكه را پس از زيارت ترك كرده بود ، شادمان از اين كه طلحه جانشين عثمان شده است . وقتى به « سرف » در شش يا دوازده ميلى شمال مكه رسيد « 1 » ، با عبيد بن مسلمهء ليثى معروف به ابن امّ كلاب از طرفداران على مواجه شد كه عايشه را از جانشينى پسر عموى همسرش آگاه كرد . عايشه بسرعت بازگشت ، خود را در حجر مستور داشت و گفت : « ما عثمان را به سبب امورى كه بيان داشتيم و بدانها آگاهش نموديم سرزنش كرديم . او توبه كرد ، از پروردگارش آمرزش طلبيد و مسلمانان توبه او را پذيرفتند ، زيرا چارهاى جز اين نداشتند » . سپس عايشه على را متهم مىكند كه بر عثمان حمله برده و او را كشته است . « 2 »
در اين هنگام گروهى از سران قريش از مدينه رهسپار مكه شدند . طلحه و زبير كه ديدند ديگران با موفقيت در برابر بيعت با على ايستادند ، سوگند خود را شكستند و شهر را بىوداع ترك كردند . عبد اللّه بن عباس كه از مكه به مدينه بازمىگشت و پنج روز پس از كشته شدن عثمان به مدينه رسيد ، بين راه در نواصف ، آنان را با ابو سعيد ( بن عبد الرحمن ) بن حارث بن هشام مخزومى « 3 » و گروهى از قريشيان ديگر ديد . « 4 » امويان نيز
هامش
( 1 ) ياقوت ، بلدان ، ج 3 ، 77 - 78 .
( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 217 - 218 ، ج 5 ، ص 91 . ابو يوسف انصارى ، مرجع ابو مخنف در اين قضيه ، محمد بن ثابت انصارى خزرجى است كه يكى از راويان اصلى مىباشد ، و اگر او روايت نمىكرد ناشناخته بود ( ر . ك : سزگين ، ابو مخنف ، ص 212 - 213 ) . ابو يوسف محمد بن ثابت همان محمد بن يوسف ( بن ثابت ) است . در فهرستهاى طبرى ، ابو يوسف انصارى ، به اشتباه يعقوب بن ابراهيم انصارى قاضى معرفى شده است .
( 3 ) زبيرى ( نسب ، ص 306 ) ابو سعيد را از جمله فرزندان عبد الرحمن بن حارث بن هشام برشمرده است . پدر او عبد الرحمن ، در جنگ جمل به طرفدارى از عايشه شركت كرد . ر . ك : همين كتاب ، ص 238 ، يادداشت 3 .
( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3080 . گفتههاى زهرى داير بر اينكه طلحه و زبير پس از چهار ماه مدينه را ترك كردند و