تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
مسلمه و زيد بن ثابت را از جمله كسانى برمىشمرد كه بيعت كردند . « 1 » اين كه طبق اين روايت عبد الله بن عمر نيز بيعت كرد ، احتمالا مبالغه است . « 2 » عبد الله بن حسن بن حسن ، نبيرهء على عليه السّلام ، شمارى از انصار برجسته‌تر را برشمرده و آنان را در زمرهء عثمانيانى دانسته است كه بيعت نكردند . اينان عبارت بودند از : حسّان بن ثابت و كعب بن مالك شاعر ، زيد بن ثابت خزانه‌دار عثمان ، مسلمة بن مخلّد خزرجى ، والى مصر در زمان فرمانروايى معاويه و يزيد ، « 3 » ابو سعيد خدرى « 4 » و نعمان بن بشير از اصحاب رسول خدا و هر دو اهل خزرج ، رافع بن خديج از قبيله بنو حارثهء اوس ، فضالة ابن عبيد اوسى احتمالا قاضى وقت دمشق ، « 5 » و كعب بن عجره بلوى هم‌پيمان انصار . « 6 » امّا اكثريّت عظيم انصار با اشتياق بيعت كردند . « 7 » انتخاب على عليه السّلام بر خلاف رويهء معمول ، كه از طرف شورشيان ولايات و انصار حمايت شد - انصارى كه أبو بكر از حق رأى محرومشان ساخته بود - امّت را عميقا به سه فرقه تقسيم كرد . علاوه بر جناحى كه از خلافت على عليه السّلام حمايت مىكرد ، امويان و طرفداران آنان عقيده داشتند كه خلافت از طريق عثمان به تملّك آنان درآمده است ؛
هامش
( 1 ) ابن سعد ، طبقات ، ج 3 / 1 ، ص 20 ؛ تاريخ اسلام ، ج 9 ، ص 50 . ( 2 ) شيخ مفيد ، دانشمند شيعى ، بر اين باور است كه همهء اين صحابه ، حتى ابن عمر در آغاز بيعت كردند ( جمل ، ص 94 - 96 ) . خلاصهء اين حديث كه شيخ مفيد نقل كرده در روايت بيعت على در اثر عبد الجبار نيز آمده است . ر . ك : عبد الجبار ، المغنى ، 20 / 2 ، تصحيح عبد الحليم محمود و سليمان دنيا ( قاهره ، بى . تا . ) ، ص 65 - 68 از كتاب المقامات ، ابو جعفر اسكافى . اين روايت آشكارا حكايت از آن دارد كه ابن عمر ، سعد و ابن مسلمه ( اسامه ذكر نشده است ) در آغاز بيعت نكردند . با اين حال ، آمده است كه على از آنان پرسيد آيا از بيعت با او صرف نظر كرده‌اند . آنان پاسخ منفى دادند ليكن گفتند كه با مسلمانان نخواهند جنگيد . به گفتهء ابن ابى الحديد ، معتزليان متأخر نيز در آثارشان تصريح كرده‌اند كه صحابيان بىطرف ابتدا با على بيعت كردند ، اما وقتى على براى رفتن به جنگ جمل بسيج شد عذر آوردند ( شرح ، ج 4 ، ص 9 - 10 ) . همين نظر را نيز محدث اهل سنت ، أبو بكر بن عربى ( ف 543 ) در كتاب زير ، ابراز داشته است : العواصم من القواصم فى تحقيق موقف الصحابة بعد وفات النبى ، تصحيح محب الدين خطيبى ( قاهره ، 1387 / 1968 ) ، ص 147 . ( 3 ) ابن حجر ، اصابة ، ج 6 ، ص 97 - 98 . در آن زمان احتمالا در مصر بود نه در مدينه . ( 4 ) - بايد گفت كه ابو سعيد خدرى بعدا از على عليه السّلام پشتيبانى كرد . ( 5 ) همان ، ص 210 . معاويه پس از مرگ ابو درداء در حدود سال 32 هجرى قمرى ، او را با عنوان قاضى دمشق منصوب داشت . با اين حال حضور او در مدينه مسلّم نيست . ( 6 ) همان ، ج 5 ، ص 304 - 305 . ( 7 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3069 - 3070 .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 204 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط