بود كه گفت : « هر كس بيعت نكند گردنش را مىزنم » . او را حكيم بن جبله و پيروانش نيز يارى دادند . عبد الله اظهار داشت چه جبرى بالاتر از اين ؟ « 1 » بىترديد در اينجا تحريفى صورت گرفته است . در مقايسه با بيعت با أبو بكر ، قراين كمترى وجود دارد كه توسل به زور را نشان دهد . با اين حال گذشته از طلحه و زبير ، بودند كسانى كه بعدا ادعا كردند كه به زور شمشير بيعت كردهاند . وقتى سعيد بن مسيّب از سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل پرسيد كه آيا با على بيعت كرده است يا خير ، او پاسخ داد : « چه مىتوانستم كرد ، اگر بيعت نكرده بودم ، مالك اشتر و هوادارانش جانم را مىستاندند » . « 2 » حكيم بن حزام ، يكى ديگر از نزديكان عثمان نيز پيمان بيعت بست ، امّا گويا ديرى نپاييد كه مكه را ترك گفت و در آنجا از خونخواهان عثمان حمايت اخلاقى كرد .
چنين مىنمايد كه شخص على عليه السّلام از اجبار مردم به بيعت خوددارى ورزيده است .
وقتى سعد بن ابى وقّاص را براى بيعت آوردند ، پاسخ داد تا مردم بيعت نكنند من بيعت نخواهم كرد ؛ و به على اطمينان داد كه مايهء زحمت او نخواهد شد ( لا عليك منّى بأس ) .
على فرمان داد تا او را رها كنند . « 3 » سپس عبد اللّه بن عمر را آوردند . او نيز گفت كه تنها وقتى با على بيعت خواهد كرد كه مردم بيعت كنند . على از او خواست كفيلى بياورد كه نخواهد گريخت . ابن عمر گفت كفيل ندارم . در اين هنگام مالك اشتر به على گفت :
« اين مرد از شمشير و تازيانهء تو امان يافت ، بگذار گردنش را بزنم » . على پاسخ داد : « رهايش كن ، من كفيلش مىشوم . به خدا سوگند ، هيچگاه چه در كودكى و چه در بزرگى او را نيافتم مگر آن كه بدخلق بود » . موضع ابن عمر ، بر خلاف سعد ، نسبت به على خصمانه بود . وى پس از انتخاب على نزد او رفت و گفت : « اى على ، از خدا بترس و بدون مشورت ، در مسند فرمانروايى بر امّت منشين » . سپس راه مكه را پيش گرفت و رفت تا به مخالفان بپيوندد . « 4 »
هامش
( 1 ) مفيد ، جمل ، ص 111 .
( 2 ) همان ، ص 111 - 112 .
( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3068 . شعبى امتناع عبد الله بن عمر از بيعت را پيش از امتناع سعد مىداند ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 207 ) . روايت او در اينجا ظاهرا مبتنى است بر روايت خود سعد كه فرزندش محمد و نوهاش اسماعيل بن محمد نقل كردهاند . ( مفيد ، جمل ، ص 131 ) .
( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 208 . يقينا گزارش خالد بن سمير سدوسى ، راوى بصرى ، كه از عبد الله بن عمر