داد كه با همراهان خود به داخل قصر بازگردند . « 1 »
گفتهاند كه قطن بن عبد اللّه بن حصين ذى الغصّه ، رئيس بنى حارث بن كعب در كوفه ، به عثمان پيشنهاد كرد كه با مردانش براى دفاع از او راهى مدينه شود . اگر اين روايت صحيح باشد او احتمالا در موسم حج به مدينه آمده است . امّا عثمان با تأكيد بر اين كه نمىخواهد با شورشيان بجنگد او را بازپس فرستاد . « 2 » همچنين روايت كردهاند كه عثمان بن ابى العاص ثقفى ، والى پيشين بحرين ، نيز پيشنهاد كرد كه به طرفدارى از عثمان بجنگد . قبيله ثقيف از پيش از اسلام پيوندهايى با بنى اميّه داشت . عثمان پيشنهاد او را نپذيرفت و با درخواست او براى رفتن به بصره موافقت كرد . « 3 »
در اين هنگام ، عثمان برخى از بزرگان اسلام را در اطراف خود گرد آورده بود . او فرماندهى مدافعانى را كه در قصر جمع آمده بودند به عبد اللّه بن زبير واگذاشت نه به فردى اموى . ابو حبيبه كه در زمان محاصرهء عثمان به ديدار او رفته بود او را با حسن بن على عليه السّلام ، ابو هريره ، عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير علاوه بر سعيد بن عاص و مروان از امويان يافت . ابو هريره براى تقويت روحيه محاصرهشدگان حديثى را از پيامبر روايت كرد كه فرموده بود « بعد از ما فتنه و بلايى پيش خواهد آمد . » ابو هريره پرسيد « آيا راه گريزى از آن خواهد بود ؟ » پيامبر در پاسخ فرمود : « از راه امين و حزب او » و ابو هريره به عثمان اشاره كرد . « 4 »
شواهد دال بر حضور حسن بن على عليه السّلام در بين مدافعان به قدرى زياد است كه نمىتوان در آن ترديد كرد . « 5 » او را بر خلاف برادرش ، محمد حنفيه ، دوستدار عثمان
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 72 - 73 . شعرى كه در آنجا به وليد بن عقبه نسبت داده شده در منابع بسيارى آمده و آن را به مغيرة بن اخنس ( ابن بكر ، تمهيد ، ص 215 ؛ ابن عساكر ، عثمان ، ص 548 ( سيف بن عمر ) ) ، به حسان بن ثابت ( ديوان ، ج 1 ، ص 511 ) ، به كعب بن مالك ( اغانى ، ج 15 ، ص 30 ؛ ابن عساكر ، عثمان ، ص 547 ( شعبى ) ) ، يا به فردى گمنام از انصار ( ابن عساكر ، عثمان ، ص 547 ) نيز نسبت دادهاند . اين نسبت در مورد دو فرد اخير درستتر به نظر مىرسد ، زيرا بعيد است وليد بن عقبه فردى باشد كه برادر خود را به سبب اتخاذ موضعى انفعالى بستايد .
( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 73 .
( 3 ) همان ، 74 .
( 4 ) ابن عساكر ، عثمان ، ص 374 - 375 ؛ زبيرى ، نسب ، ص 103 .
( 5 ) كايتانى روايتى از راوى متأخرتر بصرى يعنى ابن سيرين را در همين زمينه نمىپذيرد و معتقد است كه اين روايت مىخواهد بىگناهى على عليه السّلام را « كه پسر بزرگ خود را به دفاع از خليفه گماشت » نشان دهد . او