تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
روايت ابو عون ، مولاى مسور از معاصران عثمان كه معمولا او را ثقه مىدانند ، در اين باره كه حركت سپاهيان از ولايات شورشيان را به حمله به عثمان واداشت حد اكثر نشان دهندهء شايعاتى است كه در مدينه رواج داشته است . « 1 » مسئوليت اصلى دفاع از عثمان و خانه او بر اساس معيارهاى قبيله‌اى ، بر عهدهء خويشاوندان اموى او ، موالى و همپيمانان آنان بود . امّا خليفه كه مىكوشيد از خونريزى جلوگيرى كند در اين مرحله مايل نبود خيلى بر آنان تكيه كند و در نتيجه اين كشمكش را به جنگى بين بنى اميّه و مخالفان آنان مبدّل سازد ، بلكه در پى كسب حمايت اخلاقى بزرگان اسلام و همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود كه اميد داشت نفوذ آنان مانع حملهء شورشيان شود . به اين دليل ، هر كارى توانست انجام داد تا عايشه را از رفتن به حج منصرف كند . گفته‌اند در نخستين مراحل محاصره ، مغيرة بن شعبه به عثمان توصيه كرد كه با دادن فرمان آماده‌باش نظامى به همپيمانان و خويشاوندان خود به منظور ترساندن شورشيان نوعى نمايش قدرت دهد . عثمان چنين كرد امّا سپس به آنان دستور داد كه بدون جنگ صحنه را ترك كنند . چون آنان محل را ترك كردند سودان بن حمران ، رهبر شورشيان ، به تعقيب آنان پرداخت . پس مروان بازگشت و آنان با شمشير ضرباتى رد و بدل كردند امّا به يكديگر آسيبى نرساندند . عثمان بلافاصله غلام خود ناتل را فرستاد و به مروان دستور
هامش
حديج و مسلم بن عقبة به سوى مدينه راند و نيمه شب به آنجا رسيد . عثمان او را بشدت سرزنش كرد كه چرا سپاهى نفرستاده است ، اما معاويه خاطرنشان كرد كه اگر او سپاهى مىفرستاد و شورشيان از آن خبر مىيافتند پيش از رسيدن آن ، عثمان را مىكشتند . او از عثمان دعوت كرد كه بر مركب سوار شود و همراه او به شام برود اما خليفه نپذيرفت . در هنگام محاصره دوم عثمان بار ديگر مسور را با همان دستور پيشين فرستاد . اين بار ، معاويه نخست عثمان را در گرفتاريهايش مقصر دانست و سپس مسور و دوستانش را سرزنش كرد كه او را تنها گذاشته‌اند . سپس مسور را در اتاقى محبوس كرد و تنها پس از قتل عثمان او را آزاد كرد ( ابن عساكر ، عثمان ، ص 379 - 380 ) . ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3023 . بر اساس اين روايت مصريان از كشتن عثمان و جنگيدن دست بداشته بودند تا ياران عراقى آنان از بصره و كوفه و ياران شامى آنان روان شدند و چون بيامدند و به آنان قوت قلب بخشيدند و خبر دادند كه فرستادگانى از عراق و از مصر از پيش عبد اللّه بن سعد حركت كرده‌اند . عبد اللّه بن سعد پيش از آن در مصر نبود و به شام فرار كرده بود . مخالفان گفتند پيش از آن‌كه كمك برسد او [ عثمان ] را از ميان برداريم . چنان كه راوى مىگويد عبد اللّه بن سعد در آن هنگام به شام گريخته بود . اما نويسندگان اين شايعهء دروغ را پراكندند كه او دوباره بر مصر چيره شده است .