خليفه ( تأمير ) است ، من به اتّفاق يارانم خويشتندارى كردهام و منتظر حكم خدا ماندهام . . . كه تفرقه امّت و خونريزى را خوش ندارم . » او در پايان نامهها مردم را به درست پيمانى و هماهنگى در كار خدا مىخواند و از هر كارى كه كرده به درگاه خدا توبه مىكند و از خداى عز و جل مىخواهد كه او و مؤمنان را ببخشد . « 1 »
در اين نامهها كه بىترديد به تأييد مروان رسيده بود ، هيچ ذكرى از اعتراضات شورشيان عليه مروان و پيغامى كه او به نام خليفه براى مجازات آنان فرستاده بود به ميان نيامده بود . اين نامهها لحنى قاطع داشت و امكان هر گونه امتيازدهى ديگر را منتفى مىدانست ، چرا كه مدّعى بود تمام خواستههاى معقول پيش از آن برآورده شده است .
امّا در آنها بر پايبندى خليفه به آرامش و مسالمت در جامعه نيز تأكيد شده بود و كسى به برداشتن سلاح براى سركوب مخالفان دعوت نشده بود . « 2 » در نظر بود كه اين بحران بدون خشونت حل شود . از تهديدى كه خليفه و « ياران » او ممكن بود در برابر آن آرامش خود را از دست بدهند هيچ صحبت نشده بود .
مفاد اصلى روايات فراوان دربارهء تأكيد عثمان بر خوددارى از هر گونه جنگ و خشونت حتى براى دفاع در برابر شورشيان موثق و قابل اعتماد است . او كه به حرمت خون مسلمانان كاملا آگاه بود و به آن احترام مىگذاشت ، مايل بود در مقابله با شورشيان هيچ خونى ريخته نشود و آنان به خشونت سوق داده نشوند . در رواياتى كه پس از اين جنگ داخلى در بين مسلمانان رواج يافت و حكومتهاى سفاك براى اعمال سركوب و
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3043 - 3045 ؛ ابن عساكر ، عثمان ، ص 377 - 379 . به روايت صالح بن كيسان ( منقول از ابن دأب كه فرد غير موثقى است ) عثمان نامه كوتاهى نيز به حاجيان نوشت كه آن را نافع بن ظريب نوفلى قرشى در روز عرفه بر مردم خواند ، كه احتمالا پس از خواندن پيام اصلى توسط ابن عباس بوده است .
خليفه در اين نامه شكوه كرده بود كه : « من در هنگام نگارش اين نامه در محاصره هستم و جز به قدر سد جوع غذا نمىخورم مبادا كه ذخيرهام پايان پذيرد . نه مرا به توبه مىخوانند و نه حجتم را مىشنوند . سوگند مىدهم هر آن كس را كه نوشته مرا مىشنود كه به نزد من بيايد و از من اجراى حق را بخواهد و از باطل جلوگيرى كند . » ابن عباس در برابر اين عمل نافع هيچ واكنشى نشان نداد . ( ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 1166 ) .
( 2 ) اما در نامه به شاميان با ذكر آيه 9 / حجرات : « و اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر به جنگ برخاستند ، ميانشان آشتى افكنيد . و اگر يك گروه بر ديگرى تعدى كرد [ بغت ] با آن كه تعهدى كرده است بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . . . » از آنان خواسته است كه با تعدى ( بغى ) كسانى كه مىخواهند خليفه را از حق خود محروم سازند مقابله كنند . شايد پيام به حاجيان عمدا تا حدى آشتىجويانهتر بوده است .