تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عبيد اللّه بن عدى بن خيار از اعقاب نوفل بن عبد مناف به ديدار عثمان رفت و به او گفت از نماز گزاردن پشت سر « امام فتنه » كراهت دارم . خليفه به او سفارش كرد با مردم نماز بگزارد كه نماز بهترين عمل آنان است . امّا از اعمال ناپسند آنان دورى كند . « 1 » گويا شورشيان هنوز اميدوار بودند كه عثمان به خواسته‌هاى آنان گردن نهد . بر اساس نامه‌هاى عثمان ، آنان به مسلمانان نامه نوشته بودند كه به تعهدى كه عثمان با آنها كرده راضىاند . « 2 » ظاهرا عثمان مايل نبود علت واقعى بازگشت ناگهانى آنان به مدينه ، يعنى يافتن نامه را آشكار كند و فقط اشاره مىكند كه آنان بازگشته‌اند تا از انجام تعهدات خليفه آگاه شوند . عثمان ادامه مىدهد : « به ياد ندارم از تعهدى كه براى آنها كرده‌ام بازگشته باشم . پنداشتند كه اجراى حدود مىخواهند . گفتمشان : آن را بر هر كه مىدانيد از حدود تجاوز كرده و بر هر كس ، از نزديك و دور ، كه بر شما ستم كرده اجرا كنيد » . گفتند : « بايد قرآن تلاوت شود . » گفتم : « هر كه خواهد آن را تلاوت كند ، غلو نكند و بر خلاف تنزيل خدا نخواند . » گفتند : « بايد تبعيديان به سرزمين خود بازگردند ، محروم مقررى بگيرد و مال به مستحق رسد و سنّت نيكو رعايت شود و به خمس و زكات تجاوز نشود و مردم نيرومند و امين امارت يابند و آنچه به ستم از مردمان گرفته شده به صاحبانش بازگردانده شود . به اين همه رضايت دادم . و بر آن ثبات ورزيدم ( اصطبرت له ) و پيش زنان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رفتم و با آنها سخن كردم » . او سپس مىافزايد كه تمام خواسته‌هاى آنان را برآورده ساختم امّا آنگاه عمرو بن عاص بر من ستم كرد و از حق بگرديد . « 3 »
هامش
المدينه ، ص 1217 - 1219 ) چندان موثق به نظر نمىرسند . سهل بن حنيف بعدها كه در خلافت على عليه السّلام والى مدينه شد امامت جماعت را نيز بر عهده داشت . ( 1 ) ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 1216 - 1217 . ( 2 ) در ابن عساكر ، عثمان ، ص 376 متن نامه در اين قسمت چنين است : أنّهم قد رضوا بالّذى أعطيتهم . به نظر مىرسد كه اين متن بر متن طبرى ، ج 1 ، ص 3042 ترجيح دارد كه : أنّهم رجعوا بالّذى اعطيتهم ( به دستاويز تعهدى كه با آنان كرده‌ام بازآمده‌اند ) . پس از اين ، در موارد ارجاع به متن نامه به تفاوتهاى ناچيز متنى اشاره نخواهيم كرد . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2943 ؛ ابن عساكر ، عثمان ، ص 377 . تلاش اين نامه‌ها در ايجاد اين برداشت است كه عثمان پيش از تخطى عمرو عاص او را حقيقتا دوباره امارت داد . اما بديهى است كه چنين موضوعى غير ممكن است . عمرو ، اگر آرزويش براى رسيدن به حكومت برآورده شده بود ، هيچ‌گاه در برابر همگان به عثمان نمىتاخت . مروان كه مايل بود مجازات رهبران مصريان را ببيند ، اگر هم عثمان واقعا قصد داشت چنين انتصابى انجام بدهد ، حتما جلو آن را مىگرفت .