تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
گرفته ، در اين نامه دست داشته است . مروان از همان آغاز معتقد بود كه بايد با شورش مقابله كرد . پس از موافقت با شورشيان در ذى خشب ، او شايع كرد كه على عليه السّلام با آنان تبانى و به آنان سفارش كرد كه به مصر بازگردند و تجهيزات بيشترى فراهم آورند . از نظر او كاملا منطقى بود كه به عبد اللّه بن سعد دستور داده شود با مجازات و زندانى كردن رهبران مصريان از اين كار جلوگيرى كند . اينكه آيا او خود اين تئورى توطئه را باور داشت يا نه به بحث ما مربوط نمىشود . حدّ اقل كارى كه او مىتوانست انجام دهد به راه انداختن اين بازى و فرستادن نامه بلافاصله پس از بازگشت از ذى خشب به مدينه بود . حقيقت اين است كه عبد اللّه بن سعد احتمالا اندكى پيش از آن مصر را ترك كرده يا در صدد اين كار بوده است . بر طبق گفته ابو الخير ، از راويان متقدم و موثق مصرى ، عثمان به درخواست خود عبد اللّه به او اجازه داده بود كه به مدينه برود . « 1 » مروان نيازى نداشته كه بداند او هنوز در مصر هست يا نيست . در هر حال ، پيك با او ملاقات مىكرده و عبد اللّه مىتوانسته فرمان را به جانشين خود ابلاغ كند . از قضا ، هنگامى كه عبد اللّه به ايله رسيد دانست كه شورشيان در حال بازگشت به مدينه‌اند . در اين زمان به مصر بازگشت تا مانع بروز مشكلاتى در آنجا شود . امّا ديگر خيلى دير شده بود . محمد بن ابى حذيفه ، كه او نيز باخبر شده بود مردانش دوباره به مدينه بازمىگردند ، بر مصر تسلّط يافت . « 2 » لذا عبد اللّه بن سعد به فلسطين پناه برد . « 3 » شايد بتوان همراه با جعيط پرسيد كه آيا عثمان واقعا از نامه‌اى كه به نام او فرستاده
هامش
( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2999 . استدلال كايتانى براى اينكه عبد اللّه بن سعد بسيار پيشتر از آن تاريخ مصر را ترك كرده بوده اين است كه شهادت كندى را ، كه مصرى بوده ، بايد معتبرتر از گفته واقدى دانست ( تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 159 ) ، اما اين استدلال نادرست است . واقدى نخستين روايت مصرى را با سند معتبر شرحبيل بن ابى عون از يزيد بن ابى حبيب از ابو الخير ضبط كرده است . و اين موضوع هم غير ممكن است كه عبد اللّه بن سعد پيش از عزيمت مصريان به سوى مدينه در مصر نبوده باشد . ( 2 ) بىترديد ، شورشيان زمانى كه هنوز در بويب بودند بلافاصله ماجراى يافتن نامه را به اين ابى حذيفه اطلاع داده و به او توصيه‌هايى كرده بودند . اين امر نشان مىدهد كه پيش از بازگشت آنان به مدينه مدت زمان زيادى گذشته بوده است . بر اساس روايتى از مكحول شامى ، شورشيان پس از دستگيرى پيك نامه‌اى به مصريان ، احتمالا محمد بن ابى حذيفه ، نوشتند و آنان را از شرح ما وقع و تصميم خود براى بازگشت به مدينه آگاه ساختند . به پيشنهاد آنان مصريان ، ابن ابى سرح را به فلسطين راندند ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، 1152 - 1153 ) . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2999 .
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 178 | ويلفرد مادلونگ / احمد نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط