تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
قمري ده روز است « 1 » تقريبا ومجموع تفاوت در سه سال ، يك ماه شود ، نه در دو سال . بعد خطبهء حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم را در حجة الوداع ومنسوخ شدن نسىء را بيان كرده وگفته كه : نوبت حج در حجة الوداع در ذي حجّه وسال قبل در ذي قعده بوده . وأيضا تصريح كرده كه حج در دهم ماه‌ها بوده به متابعت أهل قديم . ومولى عبد العلى فاضل بيرجندى ومحمّد بن أحمد خفرى در شرح تذكرهء هيئت تأليف خواجة نصير الدين طوسي موافق علّامهء شيرازي گفته‌اند ، با اندك تفاوتى در اجمال وتفصيل وهر دو تصريح كرده‌اند كه اين عمل در حوالي اعتدال خريفي ونوبت حج در سال قبل از حجة الوداع در ذي قعده بوده كه در حجة الوداع به ذي حجّه رسيده وخفرى ذكرى از كبيسهء ديگر كه به ترتيب يهزيجحج مىشده نكرده . مؤلّف حقير گويد : اين‌كه گفته‌اند كه حج در حوالي اعتدال خريفي بوده ، موافق واقع نيست ؛ زيرا كه رجوع حج در حجة الوداع كه سال دهم هجرت بوده ، بر موضع اصلى خود متفق عليه كل است وموضع شمس در روز يكشنبه « 2 » دهم هلالي ويازدهم وسطاى آن ماه موافق استخراج ، 18 درجه وچهل وچند دقيقهء حوت وتحويل شمس به حمل شب چهارشنبه بيستم هلالي وروز چهارشنبه اوّل حمل بوده ودر اين امر ابدا اشتباهى نيست . وانگهى اوّل ميزان را موسم رسيدن امتعهء عرب گرفتن نيز شايد مناسب بوده از باب قياس حال حجاز بر مواضع معتدله باشد . واگر حساب را بالا بريم ، اوّل حمل را در سال 193 ناقصه قبل از هجرت در چهارم وسطاى ذي حجّه خواهيم يافت وشايد مقصود أبو ريحان كه اوّل كبيسه را در دويست سال تقريبا قبل از هجرت گرفته ، سال 193 وحوالي آن باشد وخلاصهء أقوال
هامش
- وقتي كه نوبه ذي حجّه تمام شده ، نوبهء محرّم رسد ، يك سال عاطل ماند وحج به محرّم سال دويم افتد . بلكه مقصود ، بيان أصل دوره است با بيان علاوهء آن‌كه 36 حج واقع مىشود در 37 سال وابتداى دورهء دويم از سال سى وهشتم است ، [ مؤلّف رحمه اللّه ] . ( 1 ) . تفاوت ، ده روز و 21 ساعت وچند ثانيه است ودر سه سال 42 روز و 15 ساعت شود . [ مؤلّف رحمه اللّه ] . ( 2 ) . يكشنبه دهم يعنى غرّهء جمعه بودن موافق استخراجات صحيحه است كه از زيجات متعدّده شده . [ مؤلّف رحمه اللّه ] .