تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
إنّ الزمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السماوات والأرض . . . الخ ؛ وآيهء مزبوره را بر ايشان تلاوت فرمود ونسىء ، حرام وكبس ، مهمل گرديد وزايل شد شهور از حالتي كه داشت وأسماء شهور مؤدّى نگرديد « 1 » بر معاني آنها . ودر فصل ديگر ، أسامي قديمه ومعروفهء شهور عرب را شمرده ووجه تسميهء آنها را ذكر كرده وبعد از فراغت از اين مطلب گفته : أهل جاهليّت ، اين شهور را استعمال مىكردند مانند استعمال مسلمين ، وحجّ آنها با فصول چهارگانه دور مىزد . پس از آن خواستند كه حج نمايند وقت به دست آمدن امتعهء خودشان از أديم وپوست وميوه‌ها وغير آن خواستند كه حج هميشه در يك حال ودر بهترين وپرنعمت‌ترين زمان‌ها باشد . پس ياد گرفتيد كبيسه را از يهودانى كه مجاور آنها بودند . وآن قبل از هجرت بود به دويست سال تقريبا . پس عمل كردند در ماه‌ها مانند يهود از الحاق تفاوت ماه شمسي با ماه قمري به ما هي از ماه‌ها ومباشر اين عمل قلمس‌ها بودند از بنى كنانه كه بعد از انقضاى حج خطبه مىكردند در موسم وبه تأخير مىانداختند ماه را وماه بعد از آن را به اسم همان ماه مىناميدند . واتّفاق مىكرد عرب بر آن واين عمل را نسىء مىگفتند ؛ به علّت اين‌كه به تأخير مىانداختند اوّل سال را در هر دو سال يا سه سال يك ماه . ونسئى اوّل براي محرّم بود وصفر را به اسم محرّم وربيع را به اسم صفر مىناميدند . پس متوالى كردند ميانه نام‌هاى ماه‌ها . ونسىء دويم براي صفر بود وماه بعد از صفر را به اسم صفر مىناميدند تا اين‌كه دور مىزد نسىء در ماه‌هاى دوازده‌گانه وبرمىگشت به محرّم . پس از سر مىگرفتند عمل خود را . تا گويد : واگر در اين اثنا ما هي از فصول خود از فصول أربعة تقدم مىكرد به جهت جمع شدن كسور سال شمسي وقمري ، آن را لاحق مىكردند ودوباره كبس مىنمودند واين امر معيّن مىشد براي آنها از طلوع منازل قمر وسقوط آن . تا اين‌كه
هامش
( 1 ) . در نسخهء أصل چنين است وصحيح ظاهرا « گرديد » است .