پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم هجرت فرمود ونوبت نسىء چنانچه گذشت به شعبان رسيده بود .
پس آن را محرّم ناميدند وشهر رمضان را صفر گرفتند وپيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم منتظر حجّة الوداع شد وخطبه خواند براي مردم وفرمود :
إنّ الزمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السماوات والأرض . . . الخ ؛ ومقصود اين بود كه ماهها بر مواضع حقيقي خود بازگشت وتصرّفات عرب در آنها ضايع شد وبه اين جهت حجة الوداع حج أقوم ناميده شد . پس حرام گرديد نسىء ومهمل شد - انتهى - . « 1 »
وصاحب دائرة المعارف در ذيل لغت « سنه » تفصيلي از علّامه مقريزى نقل كرده وترجمهاش اين است :
حج عرب در همهء ازمنهء سال اتفاق مىافتاد وآن هميشه دهم ذي حجّه بوده از عهد إبراهيم وإسماعيل عليهما السّلام وچون موسم گذشت ، عرب متفرّق مىشد وبه أماكن خود مىرفت وأهل مكّه در مكّه مىماند وبر اين حال باقي بودند تا اينكه تغيير دادند دين إبراهيم وإسماعيل را . پس از آن خواستند حج نمايند وقت به دست آمدن امتعه خودشان . پس ياد گرفتند كبيسه را از يهود وعمل كردند به نسىء ومباشر آن را قلمس مىگفتند وگفتهاند كه عرب در هر 24 سال نه ماه كبيسه مىكردهاند .
پس شهور آنها با أزمنة ثابت بود وتغيير نمىكرد وجارى بود به طريقهء واحده واز أوقات خود نه مقدّم مىشد نه مؤخّر . ونسىء اوّل براي محرّم بود كه صفر را به اسم أو مىخواندند وربيع الاوّل را به اسم صفر .
واز اينجا تا آخر مطابق قول أبو ريحان است تا آنجا كه أبو ريحان گويد :
تا اينكه پيغمبر ، هجرت فرمود وحج در شعبان بود .
وبر ساير أقوال واينكه حج در سال قبل از حجة الوداع در چه ما هي بوده واين كه حج هميشه در دهم ماهها بوده ، تعرّضى نكرده . وفخر رازي در تفسير آيهء شريفهء
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
« 2 » گويد :
هامش
( 1 ) . ترجمهء آثار الباقية ، ص 93 - 94 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 37 .