واحتمالاتى كه در اين مبحث است ، به شرح ذيل است :
1 . آنچه از بعض كلام مفسّرين برمىآيد كه هر سال يك ماه به تأخير مىانداختهاند ودر سيزده ماه يك دوره تمام مىشده .
2 . قول منقول از مجاهد كه طبرسى نقل كرده وعلّامهء شيرازي در تحفه وبيرجندى در شرح تذكره آن را مشهور دانستهاند ، بدون نسبت به قائل معيّن وآن كبيسه كردن دو سال به دو سال است ، با اينكه نوبت كبيسه در سال قبل حجة الوداع در ذي قعدهء دويم وسال حجّة الوداع كه سال دهم هجرت است نوبت به ذي حجّه رسيده بوده وبنابراين ، حجّ سال حمل بر نور نبوّت ونوبت اوّل جمادى الأولى مىشود ، چنانچه گذشت .
3 . احتمالي كه علّامهء مجلسي داده وآن همان قول مجاهد است ، الّا اينكه علّامهء مجلسي حج سال سابقه بر حجّة الوداع - يعنى سال نهم هجرت - را نيز در ذي حجّه گرفته وبنابراين حجّ سال حمل در نوبت اوّل جمادى الآخر خواهد بود . « 1 »
ودر اين سه وجه مطابقت با فصل شمسي ملحوظ نبوده وحج مانند بعد از اسلام در فصول أربعة دور مىزده .
4 . قولي است كه علّامهء شيرازي در تحفه وبيرجندى در شرح تذكره نقل كردهاند وآن كبيسه كردن است در نوزده سال با هفت ماه كه سنين قمريّه شمسيّه شود . بعد از آن كبيسه كردن به ترتيب بهزيجهح كه در سال دويم وپنجم وهفتم إلى آخر ، يك ماه علاوة مىكردهاند . بنابراين طريقه ، دورهء نسىء در سى ودو سال تمام شود كه 31 حج در آن واقع شود ودر سال سى وسيم باز نوبت به ذي الحجّه برسد .
ومبدأ كبيسه را معيّن نكردهاند وما اگر از حجّة الوداع كه به اتّفاق حج در محل اصلى خود بوده ، به ترتيب بهزيجهح معكوسا بالا برويم در حجّة الوداع كه سال سىام ودر سال بيست ونهم كه سال كبيسه است در ذي حجّه وسال 26 ، 27 ، 28 در ذي قعده وبه همين ترتيب بالا مىرود تا اينكه در سال دويم در صفر ودر سال اوّل
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 9 ، ص 98 .