مناسب ديدم اشارهاى شود به اشكالى كه در خصوص حمل نور نبوّت شايع شده واگرچه برحسب ترتيب طبيعي بايستى ذكر اين فقره را مقدّم داريم ، ولى چون أصل مقصود ، تحقيق يوم ولادت بود ، پرداخت كردن به اين مطلب به تأخير افتاد وبه واسطهء ارتباط اين مسئله به امر نسىء كه در جاهليّت معمول بوده ، در ضمن تتبّع كتب ، مطالبى در آن باب به دست آمد كه تعرّض بر تفصيل آن خالى از فايده نبود . لهذا بر ذكر اشكال وحلّ آن پرداخته گوييم :
وقت حمل نور نبوّت در ميان أهل سنّت اختلافى است وحاجتي بر تعرّض بر آن نيست ودر ميان اماميّه آنچه معروف است همانا كلام ثقة الإسلام كلينى است كه حمل در ايّام تشريق واقع شده « 1 » وايّام تشريق عبارت از روز يازدهم ودوازدهم وسيزدهم ماه ذي حجّه است وهمين عبارت را ابن شهرآشوب نيز در مناقب ذكر كرده « 2 » وهيچ يك از اين دو محدّث جليل استناد به خبري ننموده وكلام مزبور را ارسال مسلّم داشتهاند ونظير اين عبارت در روايات أهل سنّت نيز هست ؛ چنانچه صاحب خميس از سيرهء يعمرى نقل كرده وصاحب سيرهء حلبيّه نيز در باب مولد نه در باب حمل ذكرى از اين فقره نموده . « 3 »
ودر اخبار اماميّه حديثي ديگر نقل نشده ، الّا آنچه سيّد ابن طاووس در كتاب اقبال در اعمال ماه جمادى الآخر از صدوق در كتاب النّبوّة نقل كرده كه حمل شب جمعه بوده ، دوازده شب مانده از جمادى الآخر « 4 » وعلّامهء مجلسي در حاشيهء بحار گويد :
ظاهر اين است كه دوازده شب گذشته باشد تا موافق شود با قول بر اينكه حمل در ايّام تشريق بوده . « 5 »
واشكالى كه بر بودن حمل در ايّام تشريق وارد است اين است كه مدّت حمل در اين صورت يا سه ماه بايد باشد يا پانزده ماه ؛ زيرا كه اگر ولادت در ربيع الاوّل بعد از
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 439 .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 149 .
( 3 ) . الخميس ، ج 1 ، ص 185 .
( 4 ) . الإقبال بالأعمال الحسنة ، ج 3 ، ص 162 .
( 5 ) . بحار الأنوار ( حاشية ) ، ج 15 ، 251 .