واضح سازنده است هر امر مشكل را ، افتراق در عالم ظهور در ميانهء أمور از هر مقولة از عالم مجردات وماديات از سعادت وشقاوت سعدا واشقيا از اسم حق مثل يزدان واسماى جليله حضرت سبحان واز اسم باطل مثل اهريمن وشيطان وإبليس وظلمت محض وعدم صرف وشر مطلق وفعل مثل جعل وافاضهء اخراج از ليس به ايس وخطاب كن ومفعول مثل أكوان ومكنونات ومجعولات ومصنوعات ومربوبات ومعنى مثل معنى حب وبغض وميل وجذب وأمثال اينها به اين حروف است . وتراكيب اين حروف عينيه كه ناشى است از مراتب قدسية مجرده كه آن هم ناشى از مرتبه علميه است . موجب امتياز آثار عالَم أعيان وموجودات وأكوان است وهر چه در نشئهء ظهور وبيان اختلاف ، نمايان مىشود از تركيب حروف وجوديه حاصل است .
واز اينجا معلوم مىشود معنى اين كلام كه اسما عين مسماست يعنى مسمّيات بعينها مراتب اسماست ومسميات أرواح اسماست واسما به منزلهء أبدان آنهاست واسما مرتبهء ظهور مسميات است وهر چه در عالم وجود مشهود است بروز وظهور آنها به حروف است .
بعد از آن فرمود : ولم يجعل للحروف في إبداعه لها في مراتبها / 65 / العلمية البسيطة معنى غير أنفسها يتناهى ، ونكرد مر حروف را در ابداع آنها در مراتب علميه آنها كه بسيطاند ، معنى غير نفس آنها كه متناهىاند ، به علّت آن كه ظهور معاني ، حاصل از تراكيب حروف وآن حروف أرواح آن تركيباند ولابد است از اين كه مركّبات ، متأخر باشند از بسايط كه مبتدعاتاند از باب تأخر مركب از بسيط . پس مركبات غير متناهية در حروف وجوديهء خارجيه خواهد بود ودر مقام ابداع وغير نفس حروف بسطيه چيزى نبود ومقدم بودن ابداع مر حروف را در وجود ظلى علمي است نه عيني . اشاره كرد امام عليه السلام به سوى اين مطلب به قول خود : ولا وجود لها لأنّها مبدعة بالإبداع ؛ وجودي نيست مر حروف را به تحقق عيني در ابداع ؛ زيرا كه وجود عيني لا محاله مسبوق به وجود علمي است .
وبعد از اين مراحل بيان تفرقه در ميان فعل ومفعول وصنع ومصنوع نمود .
ميراث حديث شيعه — صفحة 307
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٣٠٧