تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
ودر تجلى ثاني نور عقل اوّل كه ظل رحمان است ونور محمدي صلى الله عليه وآله ونور سارى در مراتب امكاني پا در مشهد أنوار گذاشت وهمچنين در تجلى ثالث ورابع - إلى ما شاء الله - اسما وصفات ومظاهر ومجالي إضافات وكمالات نقاب از چهرهء حجاب برداشت وكمالات نامتناهى به ظهور آمد . پس مبدأ اوّل را به هر كمالى صفتي وبه هر صفتي سمتى وبه هر سمتى فعلى وبه هر فعلى مظهرى وبه هر مظهرى سرّى وبه هر سرّى علمي وبه هر علمي حكمتى وبه هر حكمتى حكمي است واينها مقاليد خزاين الهى است : « وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَايَعْلَمُهَآ إِلَّا هُوَ » « 1 » واينهاست / 62 / به اعتبار تأثير وايجاد انيّات وهويات امكانية كلمات الله التامات . ولكن أصول اين اسما وصفات هفت است وآنها را ائمهء سبعه خوانند كه حيات وعلم وقدرت واراده وكلام وسمع وبصر است واسم حي به مثابهء ذات احديت است وفعل حضرت عزت وجلال ظهور وبروز نمىكند مگر بعد از كمال علم وى به آن فعل وبه اشيا چنان كه هستند . واين علم ، مؤثر نيست مگر به قدرت وقدرت تمام نمىشود مگر به اراده ، پس به سمع ، پس به بصر ؛ به علّت آن كه اگر اراده نكند ، از أو آن كار نيايد ، وامر ، آمر ومأمور مىخواهد وبعد از آنها خطاب ، يعنى تكلم صوري ويا معنوي به گفتن « كن » . وسمع هم لابد است از براي استماع كلام قوابل وأعيان . وبصر نيز از براي مشاهدهء حال ايشان . وسمع وبصر وتكلم در اين‌جا به علم راجع‌اند نه به جوارح واعضا . وساير اسما وصفات ، توابع وخدمهء اين ائمهء سبعه‌اند . وامام عليه السلام گفت : بدان به درستى كه ابداع ومشيت واراده ، مصداق آنها يكى است واسم‌هاى آنها متعدد است ؛ زيرا كه معلوم است كه در ذات حق ممكن نيست عزم وتصميم عزم ونه تجدد فعل تا اين كه حاصل شود اختلاف ، بلكه حقيقت آنها نيست غير از مرجّح فعل وآن هم نيست در ذات احديت مگر علم بر اصلح واعلا . ومرتبهء اجمالية علم ، علم بر اصلح است كه عين ذات است وموجب مرتبهء تفصيليه است ومرتبهء تفصيليهء آن مرجّح مرتبهء عينيهء اشياست . واختلاف در اين‌جا نيست مگر به
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 59 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 305 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى