اعتبار ولحوق تجدد ، وتغير نيست مگر به اعتبار تعلقات ومتعلقات .
وقول امام عليه السلام : وكان أوّل إبداعه وإرادته / 63 / ومشيته الحروف التي جعلها أصلًا لكل شيء ، ودليلًا على كل مدرك ، وفاصلًا لكل مشكل ، اشاره است به سوى اوّل مبتدعات به ابداع علمي كه مسبوق است به علم اجمالي .
وچونكه مرتبهء علم تفصيلي عين ابداع وارادهء خداست مر موجودات خارجيه را ومناط ظهور عيني آن موجودات است ، پس آن موجودات از حيثيتي مبتدع واز حيثيتي ابداع واراده است وبه اين جهت فرمود كه : أوّل إبداعه وإرادته ومشيته الحروف .
وچونكه امام عليه السلام اوّل معلومات تفصيليه را حروف قرار [ داد ] واين واضح نبود وواضح فرمود به قول خودش : التي جعلها أصلًا لكل شيء ودليلًا على كل مدرك ؛ يعنى :
چون حروف ، أصل هر شئ است وبه سبب حروف ظهور هر شئ است به اعتبار وجود علمي كه تابع است مر وجود روحاني را اگر چه به اعتبار وجود عيني مؤخرند ؛ زيرا كه در مرتبهء وجود عيني كه وجود برزخي است از جملهء اعراض متعاقبه است وقائم است به جسم لطيفى كه قابل قرع وقلع است . ومعلوم است كه حروف به اين اعتبار منافر از جسم خواهد بود واز براي آنها بقايى نخواهد بود ولكن آنها را وجود روحاني ملكوتي هست ، چنان كه از علماى علم حروف مذكور است .
وواضح است كه حروف دليل كل شئ است . چنان كه در ظاهر دلالت با حروف است ، در باطن هم دلالت با حروف است . بلكه أصل كل شئ خوانده است امام عليه السلام واين مرتبه منشئيت وعليت است ، پس لا جرم تقدم به كل شئ بايد داشته باشد از باب تقدم علّت بر معلول كه تقدم حقيقي واقعي است . وحروف ، اوّل مبدعات علمي است وساير اشيا مترتب است ظهور آنها بر ظهور حروف .
پس معلوم شد كه مرتبهء / 64 / غيب الغيب از براي حروف ، همان مرتبهء اجمالية ومرتبهء تفصيل ، مرتبهء كلمات عينيه است ومرتبهء طبيعت در أعيان ، مرتبهء حروف وجوديه است ومرتبهء تحقق شخصي ، همان مرتبهء كلمات وجوديه است .
بعد از آن امام عليه السلام فرمود : وفاصلًا لكل مشكل ، وبتلك الحروف تفريق كل شئ من اسم حق أو باطل أو فعل أو مفعول أو معنى أو غير معنى ، در حالتي كه گشايش دهنده است
و
ميراث حديث شيعه — صفحة 306
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٣٠٦