تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
وبىاسم ورسمي است ومرحلهء اسما وصفات بعد از اين مرحله است ومتأخّر است وتحقيق مراتب متأخره به التفات مرحلهء اولاست وناشى از ذات فياض الذوات است ومرحلهء اسما وصفات مرحلهء خالقيت وايجاد است كه متأخر است ومعلولات كلًّا از نتايج اين مرحله است كه از براي بدو آنها مبدئى ومنتهايى است . وحظوظ معلولات از وجود مختلف است ؛ بعضي در اقصا مرتبهء امكان وهمسايه با واجب است ، بعد از جعل جاعل افتقار به چيزى ندارد ، نه در ذات / 60 / ونه در فعل ، مجردند در ذات ودر فعل ، مثل عقل . وبعضي مجرد الذات مادي الفعل است مثل نفس وبعضي في شئ است ، مثل صورت نوعيه در هيولا وبعضي قائم بشيء است ، مثل قيام هيولا به صورت نوعيه . خلاصه « كل ممكن زوج تركيبي » بجز ذات واجب . وقول امام عليه السلام : وما أَوقعتَ عليه من الكل فهي صفات مُحدِثَة ، دفع توهم است . بسا هست كه خلجانى بر جناني كند كه امام عليه السلام حمل فرمود بر ذات به جهت محمولاتى را كه صادر از ذات مىشوند وذات بهت لا محاله متصور به اين صفات مىشود واين صفات از حاق ذات بهت طالع شده است ولابد است كه در ذات مدرك به اين مفهومات بشود در واقع . پس از براي ذات ، صفات واقعيه در مرتبهء ذات كه آميزش به ذات داشته باشد به هم رسيد ومدرك به آنها مىشود ومرتبهء بي اسمى ورسمي به هم نرسيد . وهر مرتبه را كه بي اسم ورسم فرض نمايى ، در همان مرتبه اسم ورسم حقيقي يافته شد ، امام عليه السلام فرمود كه : آنچه واقع مىكنى بر ذات احديت ، آنها صفات محدثهء متأخرهء انتزاعيه‌اند وآنها نعوت جمال وكمال وترجمهء ذات ذو الجلال‌اند وفهم ذات بدون اين صفات مقدور احدى نيست وعنقاى قاف غيب الغيوب است وهر كه فهم ذات مىكند ، از اين صفات وترجمات ، فهم مىكند كه اين صفات طرق معرفت ذات‌اند ودريچهء آفتاب حقيقت‌اند وذات بما هو ذات منزه از فهم هر ذي فهم است ، والله أعلم بحقائق الأمور .