مربوط به عبادات باشد و چه مسايل سياسى كه مربوط به اصلاح امور مردم و ادارهء سرزمينهاى مسلمانان است .
خليل بن احمد نحوى بر همين مبنا و در پاسخ به اين سؤال كه چرا امير مؤمنان على عليه السّلام را بر ديگران مقدم داشته ، چنين گفته است : « بىنيازى او از همگان و نياز همگان به او بهترين دليل است بر اينكه او پيشواى همگان است » ، اين مطلب بىشك درست است ؛ چنان كه اين آيه شريفه بر آن دلالت مىكند :
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ؛
« 1 » آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مىكند سزاوارتر است به اينكه از او پيروى كنند يا كسى كه راه نمىيابد مگر آنكه [ خود ] هدايت شود ؟ پس شما را چه شده است ؟ چگونه داورى مىكنيد ؟ » .
قمى روايت كرده كه امام باقر عليه السّلام فرمود : « كسى كه به حق رهنمون است ، محمد صلّى اللّه عليه و آله است و پس از او آل محمد عليهم السّلاماند ؛ و آنانكه رهنمون نيستند مخالفان اهل بيت ، اعم از قريش و ديگران ، مىباشند » . « 2 »
اكنون دريافتيد كه از ضميمه ساختن برخى از آيات قرآن به برخى ديگر ، مهمترين شأن از شؤون امامت ، براساس ترسيم اسلام و تبيين قرآن با وضوح تمام ، استنباط مىشود به شرط آنكه شخص از روى توجه و يقين و ايمان در آن نظر كند و نور هدايت پروردگار همراهش باشد « آنكه خداى سينهاش را براى اسلام فراخ ساخته است ؛ او با نورى از سوى پروردگار خود همنشين است » « 3 » و « از كسى كه خدا به او نور نداده است ، نور جستن نشايد » . « 4 »
خداوند مىفرمايد : « به زودى ، آنان را كه در زمين به ناحق ، گردنكشى نمايند از نشانههاى خود بازگيرم ؛ پس اگر تمام آيات را ببينند بدان نگروند و اگر راه رشد را يابند آن را برنگزينند و اگر راه كژى يابند آن را برگزينند ؛ زيرا آيات ما را تكذيب كرده و از آن غافل شدهاند » . « 5 »
هامش
( 1 ) . يونس 10 : 35 .
( 2 ) . تفسير صافى ، ج 1 ، ص 752 .
( 3 ) . زمر 39 : 22 .
( 4 ) . نور 24 : 40 .
( 5 ) . اعراف 7 : 146 .