نيز ابن مخلوف ثعالبى در خصوص آيهء ولايت :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ؛
« 1 » همانا ولىّ شما خداوند و رسول او و كسانى هستند كه ايمان آوردهاند و نماز به پا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند » مىكوشد شأن نزول آن را كه دربارهء على عليه السّلام هنگام دادن انگشترى به فقير - در حال ركوع - نازل شده است ، كوچك و خرد شمارد ، در حالىكه اين فضيلتى بس بلند است كه براى امير مؤمنان على عليه السّلام ثابت شده است و همهء مفسران و محدثان بر آن اتفاقنظر دارند و روايتهاى مربوط به آن ، از فريقين به حد تواتر است . « 2 »
ثعالبى مىگويد : « زكات در اين آيه ، عام و شامل صدقهء واجب و مستحب و تمام كارهاى خير است و خداوند آنان را به زيادى ركوع توصيف كرده است و از بين افعال نماز نيز ، ركوع را نام برده است چون ركوع ، از عظيمترين اركان نماز است .
- سپس مىگويد : - آنچه در تأويل آيه گفته شد صحيح است . با اين حال على بن ابى طالب بهطور اتفاقى ، انگشتر خود را در حال ركوع صدقه داد . سدى مىگويد : هرچند ، على ، بهطور اتفاقى ، به هنگام نزول آيه ، انگشتر خود را در حال ركوع به فقير داده است ، آيه عام مىباشد » . « 3 » او با اين جملات بريده خواسته است آيه را تفسير كند [ ولى در واقع ] شيطان را بر خود چيره ساخته و خداوند را از ياد برده است .
همچنين عبد اللّه بن زبير مىكوشد اثبات كند سورهء دهر مكى است ؛ زيرا وجود آياتى در قرآن كه به فضايل آل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تصريح نموده است بر او ناگوار است . كينه و حسادت نسبت به اهل بيت سينهاش را لبريز ساخته است :
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى
هامش
( 1 ) . مائده 5 : 55 .
( 2 ) . سيوطى روايات فراوانى آورده است كه در آنها چنين آمده است : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سائل فرمود : چه كسى به تو اين انگشتر را داده است ؟ گفت : اين شخص كه در حال ركوع است و به على عليه السّلام - در حالىكه در گوشهء مسجد نماز مىگذارد - اشاره كرد . خداوند اين آيه را نازل كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را بر اصحاب خود فرو خواند و فرمود :
هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست . خدايا كسى را دوست بدار كه او را مولا برگزيده است و با آنكه با او دشمنى كرده است دشمن باش » . ر . ك : الدرّ المنثور ، ج 2 ، ص 293 .
( 3 ) . تفسير ثعالبى ، ج 1 ، ص 438 .