است و مسلمانان قبلا از آن بىاطلاع باشند ، دور باطل خواهد بود و حقانيت او را ثابت نخواهد كرد ؛ زيرا هيچچيز نمىتواند معرّف خويشتن باشد .
پس به يقين ، امام عصر عليه السّلام دست خود را بر مواضعى از قرآن خواهد نهاد كه دلالت آنها بر راستى و حقانيت او [ و سخنانش ] ، قبلا مخفى مانده باشد و مردم ، با ارشاد او ، حقيقت روشنى را كه از آن بىاطلاع بوده و راه استخراج آن از قرآن را نمىدانستهاند در خواهند يافت .
دستهء هفتم ؛ رواياتى كه دربارهء فضايل اهل بيت عليهم السّلام رسيده است ولى در ضمن مفاهيم آيات قرآن از ديدهها پنهان مانده است ؛ زيرا اگر قرآن آنگونه كه خداوند فرو فرستاده است - بىآنكه كدورت اوهام آن را بپوشاند يا دستهاى پنهان صفاى آن را برهم زند - خوانده شود ، با دلايل آشكار و براهين روشن ، بر شرافت اهل بيت پيامبر و بلندى مرتبهشان نزد خداوند دلالت مىكند ، اما دستان ناپاك ، همواره در لوث كردن حقايق و واژگون ساختن ظاهر آنها - به بهانهء باطن - به منظور جلوگيرى از دستيابى مردم به پرتوهاى قدسى و ملكوتىاى كه از ناحيهء قرآن تراوش مىكند ، در تلاشند .
ابن جرير طبرى در تفسير خود مىكوشد بالاترين فضيلت از فضايل اهل بيت عليهم السّلام را بپوشاند . چه فضيلتى بالاتر از اينكه خداوند اجر رسالت را مودّت ايشان قرار داده است ؟ او در تفسير خود ، اختلاف مفسران را در معناى آيهء
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
« 1 » ذكر مىكند و خود نخستين وجه را بر مىگزيند و مىگويد : « اين آيه ، خطاب به قريش است تا قرابت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در ميان خود حفظ كرده ، به حمايت او برخيزند و او را از شر دشمنان پناه دهند . خداوند از ايشان دوستى خواسته است ؛ چون از نزديكان پيامبرند ؛ هرچند به قرآن ايمان نياورده باشند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با همهء قريش قرابت داشته است ، پس چون ايشان او را تكذيب كردند و از سر سپردن به او امتناع ورزيدند ، فرمود : اى قوم اگر از بيعت با من سر برتافتيد [ لااقل ] قرابت مرا در ميان خود پاس داريد ؛ زيرا براى يارى من ، هيچ عربى سزاوارتر از شما نيست » .
هامش
( 1 ) . « بگو براى رسالت خويش ، از شما مزدى نمىخواهم ، مگر دوستى اهل بيتم را » . شورى 42 : 23 .