تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
آنگاه سه وجه ديگر برمىشمرد : 1 . طلب دوستى با اهل بيت او ، 2 . طلب قربت به خداوند و نزديكى به ساحت قدس الهى ، 3 . صلهء ارحام ميان مسلمانان . در توجيه ترجيح وجه نخست مىگويد : « به دليل موضع « في » در گفتار خداوند
« الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
اين معنا را ترجيح داده‌ام ؛ زيرا هيچ‌وجه روشنى براى توجيه آمدن « فى » در اين موضع وجود ندارد و بر طبق وجوه ديگر نيز ، بايستى تنزيل آيه به ترتيب « إلّا مودة القربى » يا « المودّة بالقربى » باشد » . او تمام كوشش خود را به كار بسته است تا ترجيح معناى مورد توجيه خود را بر وجوه ديگر به اثبات برساند . « 1 » طبرى ، از سر كج‌انديشى ، ديدهء خود را برهم نهاده است . خداوند مىفرمايد :
« فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ؛
« 2 » همانا چشم‌ها نابينا نيست بلكه قلب‌هايى كه در سينه‌ها جاى دارد كور است » ؛ زيرا چگونه خردمند نمىداند كه چنين برخوردى با گروهى كه موضع پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را انكار كرده و به باد تمسخر گرفته‌اند ناممكن است ؟ چگونه ممكن است كه اينان دعوت پيامبر را رد كرده و رسالت ايشان را انكار نموده‌اند ؛ با اين حال ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آنان اجر رسالت بخواهد ؟ اين خود دليل كاستى و سستى در بزرگداشت مقام بلند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . پيامبر هرگز دست دوستى به طرف دشمنان سرسخت خداوند دراز نمىكند ؛ هرچند فاميل او باشند ؛ زيرا با وجود شرك و رد توحيد ، قرابت و خويشى بىمعنا خواهد بود . خداوند مىفرمايد :
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ؛
« 3 » [ اى نوح ] او [ پسر تو ] از كسان تو نيست . او [ داراى ] كردارى ناشايسته است » . خداوند همچنين مىفرمايد :
« لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ ؛
« 4 » مبادا دشمن من و دشمن خودتان را دوست [ خود ] گرفته ، با مودّت با ايشان برخورد نماييد » . چگونه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با نهى صريح الهى مخالفت كرده باشد ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آنان دشمنى و لجبازى ديد و آنان نيز در او قطع رحم و سفيه شمردن عقل‌هايشان و گمراه كردن جوانانشان را ديده بودند . افراد قريش ، هستى خود را در خطر نابودى مىديدند و به همين دليل ، كينه‌هاى خود را متوجه پيامبر
هامش
( 1 ) . طبرى ، جامع البيان ، ج 25 ، ص 17 - 15 . ( 2 ) . حج 22 : 46 . ( 3 ) . هود 11 : 46 . ( 4 ) . ممتحنه 60 : 1 .