مىكند ؛ زيرا قوام معنا در گرو نظمى است كه بين اجزاى كلام برقرار است ؛ اگر نظم سخن دگرگون شود ، ناگزير ، معناى آن نيز تغيير خواهد كرد ؛ همانگونه كه گذاشتن جملات يك كلام در مواضع خود بر حسب خواست متكلم و نطق او ، بهترين ياور براى فهميدن مراد متكلم است ؛ زيرا قراينى كه كلام را در برگرفتهاند زمانى صلاحيت قرينه بودن را دارند كه بر حسب وضع متكلم نهاده شوند ، نه آنكه - از سر سهو يا عمد - از جايگاههاى نخستين خود تغيير داده شوند .
پس اگر مسألهء نظم از اهم مسائل ظاهرى و ساختارى سخن است - و ارتباط تنگاتنگى با مسألهء افاده و استفاده دارد - وجود اين امر در مصحف على عليه السّلام به نحو كاملترى تضمين شده است ؛ در حالىكه ديگر مصاحف از اين نقطهء قوت بىبهرهاند .
از طرف ديگر ، جمهور مسلمانان براساس همين ساختار كنونى قرآن ، با آن انس و الفت گرفته و در طول قرنها ، آن را سينه به سينه نقل كرده و بدان عادت كردهاند و چون تغيير عادت بر ايشان دشوار است ؛ براى يادگيرى قرائت جديد ، نياز به تربيت و تعليم و ممارست مستمر دارند ؛ كارى كه امام زمان عليه السّلام هنگام ظهور خويش عهدهدار آن خواهد بود . پس صحيح است اگر امام عليه السّلام بفرمايد : « او قرآن را بر حدّ آن قرائت خواهد نمود » ؛ يعنى قرآن را بر ساختار اصلى و نخستينى كه مصحف على عليه السّلام براساس آن نگاشته شده است ، قرائت خواهد كرد .
5 . از جمله رواياتى كه مىگويد مصحفى كه امام زمان - عجل اللّه تعالى فرجه - خواهد آورد زيادتى بيش از مصحف فعلى ندارد ، روايتى است كه عياشى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است . او مىگويد كه امام فرمود : « اگر قائم ما قيام كند قرآن [ كنونى ] ، او را تصديق خواهد كرد » . « 1 » يعنى قرآن موجود در دست مردم در ضمن آيات خود كه دربارهء قيام و ظهور و گسترش عدالت در زمين - توسط ايشان - صراحت دارد ، [ حقانيت او و سخنان ] او را تصديق خواهد نمود ؛ زيرا اگر چيزىكه بر صدق ايشان دلالت مىكند از اضافاتى برگرفته شده باشد كه در مصحف ايشان
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 13 ، شمارهء 6 .