تا سپيدهء فجر بر تو سلام مىفرستند » . « 1 »
در شگفتيم ، چگونه محدث نورى دريافته كه تمام آنچه در كلام امام عليه السّلام آمده است اجزايى از نص قرآن بوده كه ساقط شده است ؛ با آنكه به وضوح پيداست كه سخنان امام ، از باب تفسير و توضيح بوده است ، نه چيز ديگر .
دستهء ششم ؛ رواياتى كه دربارهء خيمه و خرگاههايى كه در زمان ظهور حضرت حجت عليه السّلام در پشت كوفه زده مىشود وارد شده و بيان مىكند كه قرائت قرآن مطابق با نسخهء على عليه السّلام به مردم تعليم داده مىشود و فراگيرى قرآن در آن روز بر كسانى كه امروز آن را حفظ كردهاند دشوار مىنمايد ؛ چون مخالف ترتيب فعلى قرآن است .
همدستان محدث نورى مىكوشند با استناد به اين روايات اثبات كنند مصحف آن حضرت علاوه بر ترتيب ، از جهات ديگر هم با قرائت فعلى متفاوت است ؛ ولى اين روايات - چنان كه توضيح خواهيم داد - بر خلاف مقصود ايشان دلالت بيشترى دارد :
1 . شيخ مفيد از طريق جابر جعفى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه : « هرگاه قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله قيام كند خيمههايى را براى تعليم قرآن - چنان كه نازل شده است - به مردم خواهد افراشت و چون آن مصحف در شيوهء تأليف با كتاب موجود متفاوت است بر كسانى كه قرآن را امروز به حافظه سپردهاند دشوار مىنمايد » . « 2 » روايات به اين مضمون بسيار است كه از نظر تعبير به هم نزديك مىباشند . « 3 »
امام باقر عليه السّلام دشوارى قرآن را در آن هنگام ، به علت مخالفت در تأليف يعنى ساختار و تركيب سور و آيات اعلام داشته است ؛ زيرا مصحف امير مؤمنان عليه السّلام بر دقيقترين ترتيب و تماما منطبق بر آنچه خداوند نازل كرده - بدون هيچ دگرگونى - بوده است .
آرى ، هيچيك از ويژگىهاى نزول ، اعم از زمان و مكان و مورد نزول و ترتيب و وجوه ديگر مربوط به فهم عمومى يا خصوصى آيه و نظاير آن مخفى نمانده بود و تمام اينها در مصحف آن حضرت گرد آمده بود ؛ اما - همانگونه كه پيشتر گفتيم - در
هامش
( 1 ) . تفسير برهان ، ج 4 ، ص 483 ، شمارهء 5 .
( 2 ) . شيخ مفيد ، الارشاد ، ص 386 .
( 3 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 52 ، ص 339 ، شمارهء 85 و ص 364 ، شمارههاى 139 و 140 و 141 و جز آن .