تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
« يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ » .
« 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين قرائت نمود ؛ يعنى تأويل و معنايش را بر خود و برادرش على عليه السّلام حمل كرد . محدث نورى اين روايت را دليل بر تحريف دانسته است . « 2 » كجاى اين روايت دلالت بر تحريف دارد ؟ شايد او گمان كرده كه لفظ « حتّى بلغ » اضافه‌اى در قرائت نص است ؛ با اينكه روشن است كه اين جمله جزو كلام راوى است و راوى خواسته است در نقل قرائت پيامبر ، آيه را به اختصار بياورد . 2 . از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « پدرم هرگاه نماز شفع و وتر را مىخواند در هر سه ركعت قل هو اللّه احد را مىخواند و در پايان آن مىگفت : « كذلك اللّه ربّي » . ابن مهتدى دربارهء سورهء توحيد از امام رضا عليه السّلام پرسيد . امام عليه السّلام فرمود : « هركس قل هو اللّه احد را بخواند و به آن ايمان آورد توحيد را شناخته است » . گفتم : چگونه آن را بخواند ؟ فرمود : « همانگونه كه مردم مىخوانند - و افزود : - « كذلك اللّه ربّى ، كذلك اللّه ربّي » . « 3 » نورى مىگويد : « از اين روايت به دست مىآيد كه جمله ياد شده ، جزو قرآن است » . « 4 » چه استدلال شگفتى ! 3 . روايت شده كه هرگاه امام زين العابدين عليه السّلام
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ؛
ما آن را در شب قدر فرو فرستاديم » را قرائت مىكرد ، مىفرمود : « صدق اللّه عز و جل ؛ قرآن در شب قدر فرود آمده است .
« وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ ؛
و تو چه دانى شب قدر چيست ؟ » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ندانستم [ شب قدر چيست و چه عظمتى دارد ] ؛ خداوند فرمود :
« لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ؛
شب قدر از هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است » . او به پيامبر فرمود : آيا دانى چرا شب قدر از هزار ماه بهتر است ؟ پاسخ داد : نمىدانم . خداوند فرمود : چون
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ؛
فرشتگان و روح در آن شب به فرمان الهى فرود مىآيند » - و هرگاه خداوند به چيزى اذن دهد ، به آن رضايت داده است -
« سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ؛
« 5 » در آن شب تا سپيدهء صبح سلام است » . خداوند مىفرمايد : اى محمد ملائكه و روح از آغاز هبوط ايشان
هامش
( 1 ) . رعد 13 : 4 . ( 2 ) . فصل الخطاب ، ص 296 . ( 3 ) . تفسير برهان ، ج 4 ، ص 521 ، شمارهء 16 و ص 523 ، شمارهء 5 . ( 4 ) . فصل الخطاب ، ص 349 . ( 5 ) . قدر 97 : 5 - 1 .