تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
15 . در ذيل همين حديث مىفرمايد : « خداى تعالى فرموده است : يا محمد
« إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ
- بولاية وصيك -
قالُوا نَشْهَدُ
[ إلى قوله ]
إِنَّ الْمُنافِقِينَ
- بولاية علي -
لَكاذِبُونَ
[ إلى قوله ]
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا
- برسالتك -
ثُمَّ كَفَرُوا
- بولاية وصيك - [ إلى قوله ]
وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ
- عن ولاية علي -
وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ؛
« 1 » اى محمد هرگاه منافقان به ولايت وصى تو ، نزد تو آيند و بگويند شهادت مىدهيم ، - تا آنجا كه فرموده است : - همانا منافقين به ولايت على عليه السّلام ، دروغگويانند . - تا آنجا كه آمده است : - براى آنكه ايشان به رسالت تو ايمان آورده‌اند ؛ آنگاه به ولايت وصى تو كافر شدند - تا آنجا كه آمده است : - و آنان را مىبينى كه مانع ولايت على مىگردند ؛ ايشان گردن‌فرازانند » . بدون ترديد ، تمام اين روايت تفسير است ؛ چنان كه خود محدث نورى بدين شكل اعتراف نموده است : « سياق حديث صراحت در تحريف ندارد ؛ هرچند مىتواند بر آن حمل شود » . « 2 » بايد گفت : همانگونه كه در صدر حديث معلوم شد وجهى براى چنين حملى نمىماند . 16 . نيز از ابن فضيل روايت شده كه گفت : « دربارهء معناى آيهء
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا »
« 3 » از امام موسى بن جعفر عليه السّلام پرسيدم . فرمود : بولاية علي تنزيلا . گفتم : اين تنزيل است ؟ فرمود : آرى ، تأويل است » « 4 » و روشن است كه مقصود از تنزيل ، تفسير است ؛ تفسيرى شبيه تأويل . به همين دليل ، اين روايت بر تمام پندارهاى مدعيان تحريف ، خطّ بطلان كشيده و مقصود از تنزيل را روشن مىسازد كه همان تفسير و تأويل آيه است . نه آنكه نزول آيه چنين بوده است . 17 . از سدير صيرفى روايت شده است كه : « از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا مؤمن از قبض روحش ناخشنود است ؟ فرمود : نه . تا اينكه فرمود : و به آنان مىنگرد ؛ پس [ منادى از جانب پروردگار ] به او خطاب مىكند :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
- إلى محمد و أهل بيته -
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً
- بالولاية -
مَرْضِيَّةً
- بالثواب -
فَادْخُلِي فِي عِبادِي
- يعني
هامش
( 1 ) . منافقون 63 : 5 - 1 . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 432 و 433 ، شمارهء 91 . ( 2 ) . فصل الخطاب ، ص 336 . ( 3 ) . دهر ( انسان ) 76 : 23 . ( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 435 ، شمارهء 91 .