دلشان [ مؤثر ] افتد بگوى » . روايت كرده است كه امام موسى بن جعفر عليه السّلام پس از تلاوت اين آيه ، تا
« فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ »
افزوده است : « فقد سبقت عليهم كلمة الشقاء و سبق لهم العذاب » و سپس بقيهء آيه را خوانده است . « 1 »
محدّث نورى مىگويد : « ظاهر سياق روايت اين است كه عبارت افزوده شده ، جزو قرآن بوده است نه تفسير آن » . او اين جمله را در رد نظر علامه مجلسى - كه در صورت درستى روايت احتمال داده كه مقصود امام تفسير آيه بوده است ؛ يعنى خداوند به علت پيشى گرفتن كلمهء شقاوت و تقدير عذاب ، به روىگردانى از ايشان فرمان داده آورده است . « 2 » بايد گفت : سياق روايت موافق ديدگاه مجلسى است كه به جايگاههاى بايستهء كلام ائمه آگاه است نه كسى چون محدث نورى كه سستى آراء و استدلالهايش آشكار است .
3 . از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه در آيهء شريفه :
« ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ؛
« 3 » سپس از حكمى كه كردهاى در دلهايشان احساس ناراحتى [ و ترديد ] نكنند ، و كاملا سر تسليم فرود آورند » چنين قرائت كرده است :
« مما قضيت من أمر الولاية و يسلّموا اللّه الطاعة تسليما » « 4 » و ظاهرا مقصود از اين جمله ، تفسير و تبيين مواضع تقدير در كلام ، بر طبق ارادهء متكلم است و ما در نيافتيم چگونه اين حديث مىتواند مستمسك مدعيان تحريف باشد ؟
4 . آيهء شريفهء :
« وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً ؛
« 5 » و اگر بر آنان مقرر مىكرديم كه تن به كشتن دهيد ، يا از خانههاى خود به درآييد ، جز اندكى از ايشان آن را به كار نمىبستند ، و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مىشوند به كار مىبستند ، قطعا بر ايشان بهتر و در ثبات قدم ايشان مؤثر بود » در حق اهل كتاب كه به دشمنى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برخاسته و به رهبرى ايشان تن درنمىدادند نازل شده است ؛ ولى روايت شده كه امام صادق عليه السّلام آن را بر هركسى كه مخالف حكم اسلام باشد و با امر امام و
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 184 ، شماره 211 .
( 2 ) . فصل الخطاب ، ص 275 .
( 3 ) . نساء 4 : 65 .
( 4 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 184 ، شمارهء 210 .
( 5 ) . نساء 4 : 66 .