شخصيتهاى برجستهء عصر خود در اصفهان و داراى نفوذ بوده - انجام گرفته است . آغاز كتاب او و نيز عنوانى كه ناشران بر آن نهادهاند گروهى را به گمان انداخته است كه كتاب تأليف اوست . به همين علت مطلب بر بسيارى مشتبه شده ؛ همانگونه كه نام كتاب و نام مؤلف آن بر محدث نورى مشتبه شده است . « 1 »
اكنون اهم رواياتى را كه محدث نورى به استناد آنها مدعى تحريف شده است به اختصار از نظر مىگذرانيم . اين گونه روايات دو دستهاند : بعضى بهطور عام ، بر تحريف و بعضى بهطور خاص ، بر مواضع تحريف دلالت مىكنند .
هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
رواياتى كه محدث نورى دربارهء تحريف آورده ، بيش از هزار و صد ( 1122 ) حديث است . اعماز رواياتى كه از نگاه او به صورت عام دلالت بر تحريف دارد كه شامل 61 روايت است و رواياتى كه به دلالت خاص و به صورت صريح بر تحريف دلالت دارد كه شامل 1061 روايت است ؛ امّا عمدهء اين روايتها را از منابعى نقل كرده كه اعتبار چندانى ندارند ؛ يعنى كتابها و نگاشتههايى كه در بحث پيشين از آن ياد كرديم كه جملگى يا مجهولند يا بريده و يا جعلى و بىاساس . اگر روايتهايى را كه او از اين كتابهاى بىاساس نقل كرده - كه بيش از هشتصد ( 815 ) روايت است - از آنها كسر كنيم نزديك به سيصد ( 307 ) حديث باقى مىماند . بسيارى از اينها به اختلاف قرائت باز مىگردد ؛ بهويژه رواياتى كه از مجمع البيان طبرسى نقل كرده و 107 مورد است . اينك نمونههايى از اين روايات :
1 . روايت كرده است كه : على عليه السّلام واژهء
« فَوَسَطْنَ »
« 2 » با تشديد سين قرائت كرده است . 2 . كسائى واژهء
« يَرَهُ »
« 3 » را به ضم ياء قرائت كرده و در روايت على عليه السّلام نيز چنين بوده است . 3 . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و نيز عروة بن زبير عبارت
« ما وَدَّعَكَ »
« 4 » را به تخفيف دال ( بدون تشديد ) قرائت كرده است . 4 . اهل مدينه و ابن عامر ، در سوره شمس چنين
هامش
( 1 ) . در كتاب مستدرك الوسائل ( ج 1 ، ص 279 ، شمارهء 11 ) نيز اين اشتباه رخ داده است .
( 2 ) . عاديات 100 : 5 .
( 3 ) . زلزال 99 : 7 و 8 .
( 4 ) . ضحى 93 : 3 .