است كه زيادى چنين رواياتى ، سودمند نيست » . « 1 »
در اينجا به مهمترين منابعى كه محدث نورى اينگونه روايات را از آنها نقل كرده و فاقد اعتبار و اسناد است اشاره مىكنيم :
كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
1 . رسالهاى مجهول النسب ؛ يكى از كتابهايى كه مدعيان تحريف به آن تمسك كردهاند رسالهء مجهول النسبى است كه به رغم وحدت اصل ، با عناوين مختلف ، به افراد گوناگونى منتسب شده است . گاه با عنوان رساله ناسخ و منسوخ به سعد بن عبد اللّه اشعرى ( م 301 ) و گاه با نام ما ورد فى صنوف القرآن به محمد بن ابراهيم نعمانى ( م 360 ) و گاه با عنوان رسالهء محكم و متشابه « 2 » به سيد مرتضى ( م 436 ) نسبت داده شده است .
علامه مجلسى بعد از نقل كامل رساله نعمانى مىگويد : در نوشتهاى كهن چنين يافتم : جعفر بن محمد بن قولويه از ابو القاسم سعد اشعرى براى ما چنين روايت كرد :
« الحمد للّه ذي النعماء و الآلاء و المجد و العزّ و الكبرياء و صلى اللّه على محمد سيد الانبياء و على آله البررة الاتقياء . مشايخ و اصحاب حديث از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : . . . » ؛ اين حديث همانگونه كه در رسالهء نعمانى آمده - با اندكى اختلاف - آمده است . « 3 »
اين در حالى است كه مىدانيم ابن قولويه تنها به واسطهء برادر يا پدر خود از سعد روايت كرده است . حسين بن عبيد اللّه مىگويد : « گزينشهايى از كتب سعد را نزد
هامش
( 1 ) . ر . ك : آلاء الرحمان ، مقدمه ، ص 26 .
( 2 ) . اين كتاب به حسن بن على بن ابى حمزهء بطائنى ، از رؤساى واقفيه نيز نسبت داده شده است ؛ چون او بنا به نقل نجاشى ( الرجال ، ج 1 ، ص 133 ) ، رسالهاى به نام « فضائل القرآن » داشته است كه اسناد او در استفاده از آن كتاب ، همان اسنادى است كه در مقدمهء رسالهء نعمانى آمده است ، اما اين احتمال بعيد است . زيرا ممكن است اسناد نعمانى و نجاشى در اخذ آن از كتاب يكى باشد و نعمانى از آن رساله ، روايت منسوب به امام صادق عليه السّلام را كه با عبارت « فضلّوا و أضلّوا » پايان يافته ، نقل كرده باشد . بنابراين جايى براى پندار انتساب تمام رسالهء نعمانى به او نمىماند و بر فرض اينكه متعلق به بطائنى باشد حال او در عدم صحت استناد به او بهتر از ديگران نيست .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 90 ، ص 97 .