رساله ، مشخص نيست اما انتساب اين رساله به سيد مرتضى نيز ، به احتمال قوى ، از مشابهت نام كاتب رساله با نام سيد نشأت يافته است ؛ چون هيچيك از نويسندگان كتب تراجم ، چنين كتابى را به سيد مرتضى نسبت نداده و در فهرست تأليفات زياد سيد نيز ذكر نشده است . از اين گذشته ، محتواى اين رساله با ديدگاه سيد در مسأله مصونيت قرآن از تحريف ، مخالفت صريح دارد .
محققان مدعىاند كه اين رساله بهطور كامل و بدون هيچ تفاوت و تغييرى ، از رسالهء منسوب به نعمانى استنساخ شده است . « 1 » شايد نام شخصى كه اين رساله را استنساخ كرده است - اتفاقا - با نام سيد يكى بوده و در نتيجه ، چنين اشتباهى رخ داده است .
در پايان بايد گفت : رسالهاى كه چنين وضعيتى دارد ( نويسنده و ناسخ آن نامشخّص است و سند آن صحيح نيست و هيچكس از بزرگان علم و حديث به توثيق آن رأى نداده و احدى از پيشوايان تحقيق بر اعتبار و سنديت آن تصريح نكرده است ) صلاحيت ندارد بهعنوان مستند و منبع گزينش روايات تلقى گردد .
البته چنين نوشتههايى ، براى امثال محدث نورى كه مانند غريق ، به هر دستاويزى متشبث مىشوند مرجعيت دارد و به همين سبب است كه او جعبهء خالى خود ( رساله فصل الخطاب ) را با چنين گياهان هرز - كه بسيار سست و بىبنيادند - لبريز ساخته است . كتابهاى ديگرى كه اينان براى اثبات تحريف به آنها تمسك كردهاند نيز حال و وصفى بهتر از اين رسالهء مجهول ندارند .
2 . السقيفة نوشته سليم بن قيس هلالى ( م 90 ) ؛ سليم از اصحاب خاص امام امير مؤمنان عليه السّلام بود . او كتابى نگاشته بود كه در آن پارهاى از اسرار امامت و ولايت را جمع آورده بود . اين كتاب جزو نفيسترين كتبى بوده كه شيعه در آن دوره از آن بهرهمند بوده است . امّا بسيارى از محقّقان دربارهء اصلى يا بدلى بودن نسخهء موجود و متداول آن تشكيك كردهاند .
شيخ مفيد مىگويد : « اين كتاب ، قابل اطمينان نبوده ، عمل به بيشتر مطالب آن
هامش
( 1 ) . ر . ك : الذريعه ، ج 20 ، ص 155 .