تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
دربارهء قرآن دست يازيده است ، از اين گذشته ، اين حديث به هيچ‌وجه با شيوهء كلام امير مؤمنان عليه السّلام كه داراى بلاغت تمام بوده و تالى تلو قرآن - كلام خداوند - است سازگار نيست . به نظر مىرسد اين حديث - با همهء تفصيل و تفنن آن - ساخته و پرداختهء يكى از اهل جدل است ؛ چون در آن با اهل زندقه كه بر شيوهء قرآن خرده گرفته‌اند به مناقشه برخاسته و طبق ذهنيات خود و سطح آگاهى خويش بدان پاسخ داده و براى قبول عوام آن را به امام عليه السّلام نسبت داده است . دليل اين مدعا اين است كه او پاره‌اى از اصطلاحاتى را كه در دوران متأخر رايج شده ، به كار برده است ؛ مانند اصطلاح بقية اللّه دربارهء امام مهدى عليه السّلام و مانند به كار بردن عبارت‌هاى فعل ماضى و فعل مضارع كه از اصطلاحات نحويان است . « 1 » دربارهء روايت « كنتم خير ائمة » ( آل عمران / 110 ) كه قمى آن را با سند ذكر كرده و در تفسير عياشى ، طى روايتى مرسل و مجعول ، از زبان امام صادق عليه السّلام چنين آورده است كه امام فرموده : « اين آيه ، چنين نازل شده است » . در اين فرمايش امام عليه السّلام دو احتمال وجود دارد : 1 . اين قرائت صحيح است ؛ چون در مرسلهء عياشى آمده كه در قرائت على عليه السّلام چنين بوده است « 2 » و همانگونه كه قبلا در بحث قرائات گفتيم مسأله اختلاف قرائت ربطى به مسأله تحريف ندارد . از اين گذشته ، اثبات - آيات و سوره‌هاى - قرآن به خبر واحد ، حتى اگر صحيح السند باشد ممكن نيست . 2 . مقصود از واژهء امت در اين آيه ، ائمه عليهم السّلام‌اند ؛ زيرا همانگونه كه در حديث قمى آمده است ، مسؤول واقعى امر به معروف و نهى از منكر ايشانند . « 3 » بنابراين ، مقصود از نزول در فرموده امام صادق عليه السّلام بيان مناسبت و شأن نزول است كه در واقع ، تفسير آيه است ؛ چون گاهى تنزيل ، مقابل تأويل و به‌معناى تفسير آمده است . آنچه راجحتر به نظر مىرسد احتمال دوم است و شاهد آن ، روايات ديگرى است كه آيه را تفسير نموده‌اند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 375 . ( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 195 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 110 .
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 202 | الشيخ محمد هادي معرفة / نصيرى